درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : الکساندر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دای جون
ازهیچ کس نترس به جزیک نفر،اون یک نفر خداست!!




آبان به نام آب و فرشته آب است. این فرشته به نام «برزیزد» نیز خوانده مى شود. در اوستا «اپم نپات» و در پهلوى «آبان» گفته مى شود. آب جمع باران است. در اوستا و پهلوى «آپ» و در سانسکریت «آپه» و در فرس هخامنشى «آپى» است. این عنصر مانند عناصر اصلى (آتش، خاک، هوا) در آیین مقدس است و آلودن آن گناه است و براى هر یک از آنها فرشته مخصوصى تعیین شده است. 

• جشن و یسنه 

واژه جشن از کلمه «یسنه» اوستایى آمده و این کلمه نیز از ریشه اوستایى مشتق شده که به معناى ستایش کردن است. بنابراین معنى واژه جشن، ستایش و پرستش است.در جشن هاى ایران باستان همیشه شادى و تفریح، با ستایش اهورا مزدا و آفرین و نیایش همراه بود. به این معنى که پیش از آغاز برنامه اصلى جشن، با حضور شرکت کنندگان سرودهایى از اوستا و دعاى آفرینامه خوانده مى شده، سپس برنامه اصلى جشن آغاز مى گردیده. جشن هاى ایران باستان به سه دسته تقسیم مى شوند: جشن هاى سالیانه یا گهنبارها، جشن هاى ماهیانه و جشن هاى متفرقه. 
جشن ها یادگارهاى درخشان پدران بیدار دل ما هستند که متاسفانه در طول تاریخ بسیارى از آنها به علت جبر زمان و تعصبات بسیار، از بین رفته و هم اکنون از آنها نمونه هایى بسیار اندک در جامعه ایرانى به چشم مى خورند. ولى این نمونه اندک، نشانه هایى بس بزرگ هستند از اندیشه بلند و طبع ظریف ایرانى، طبعى که خداوند به این قوم ارزانى داشته است. 
هدف از برگزارى جشن ها در ایران باستان ستایش پروردگار، گردهمایى مردم، سرور و شادمانى، داد و دهش و بخشش به بینوایان و زیردستان بوده است. 

• آب مقدس 

روز دهم آبان در تقویم زرتشتى به نام «آبان» است و اکنون در گاهشمارى جدید این روز، ۶ روز به عقب آمده و ۴ آبان شده است. دلیل این تفاوت این است که در گاهشمارى قدیم، همه ماه هاى سال ۳۰ روز بودند و حالا که شش ماه نخست سال ۳۱ روزه است، این روزها تغییر مى کنند. 

هرودوت مى گوید: «ایرانیان در آب ادرار نمى کنند، آب دهان نمى اندازند و در آب روان دست نمى شویند.» 
استرابون مى گوید: «ایرانیان در آب جارى خود را شست وشو نمى دهند، زمانى که ایرانیان به دریاچه یا رود یا چشمه اى مى رسند، گودال هاى بزرگ کنده و قربانى در کنار آن مى کشند و سخت پرواى آن دارند که هرگز خون به آب نیامیزد، چون این کار سبب آلودگى آب خواهد شد.» و در جایى دیگر مى گوید: «در آن (آب) لاشه و مردار نمى اندازند و عموماً آنچه ناپاکى است در آن نمى ریزند.» کریستین سن نیز مى گوید: «ایرانیان احترام آب را بیش از هر چیز واجب مى شمرند.» 

در جشن آبانگان، پارسیان به ویژه زنان در کنار رود، دریا و یا چشمه، فرشته آب را نیایش مى کنند. آبى را که اوصاف سه گانه اش (رنگ، بو و مزه) تغییر مى یافت، براى آشامیدن و شست وشو به کار نمى بردند. 

بیرونى در آثار الباقیه در مورد جشن آبانگان چنین مى نویسد: «آبان روز، روز دهم آبان است و آن عیدى است که به واسطه توافق دو اسم، آبانگان مى گویند. در این روز «زو» پسر تهماسب از سلسله پیشدادیان به پادشاهى رسید و مردم را به کندن نهرها و تعمیر آنها امر کرد و در این روز به کشورهاى هفتگانه خبر رسید که فریدون، بیوراسب (ضحاک) را اسیر کرد و خود به پادشاهى رسیده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگى خود را مالک شوند.» 

همچنین درباره پیدایش جشن آبانگان روایت است که در پى جنگ هاى طولانى بین ایران و توران، افراسیاب تورانى دستور داد تا کاریزها و نهرها را ویران کنند. پس از پایان جنگ پسر تهماسب که «زو» نام داشت دستور داد تا کاریزها و نهرها را لایروبى کنند و پس از لایروبى، آب در کاریزها روان گردید. ایرانیان آمدن آب را جشن گرفتند. در روایت دیگرى آمده است که پس از هشت سال خشکسالى، در ماه آبان باران آغاز به باریدن کرد و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد. 

زرتشتیان در این روز همانند سایر جشن ها به آدریان ها مى روند و پس از آن به کنار جوى ها و نهرها مى روند و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا) که توسط موبد خوانده مى شود، اهورا مزدا را ستایش کرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را مى نمایند و پس از آن به شادى مى پردازند. 

در اوستا «آبان» فرشته اى است که به عنوان فرزند آب ها معرفى شده است. این اوست که آب ها را پخش مى کند (یشت ،۸ بند ۳۴) او نیرومند و بلند قامت است و داراى اسب تندرو. او مانند هرمزد مهر، لقب اهوره (= سرور) دارد و مانند امشاسپندان درخشان است. در وداها نام او به صورت «اپام نپات» ظاهر مى شود که خداى آب ها است. 

در فقره یک و دو، گرده ،۸ هفتمین یشت بزرگ مى گوید: «به سرچشمه آب درود مى فرستیم، به گذرهاى آب درود مى فرستیم، به کوه هایى که از بالاى آنها آب جارى است درود مى فرستیم، به دریاچه ها و استخرها درود مى فرستیم.» 

در یسنا ۶۵ فقره ،۱۰ اهورا مزدا به پیامبرش مى گوید: «نخست به آب روى آور و حاجت خویش را از آن بخواه.» احترام به آب امروز نیز در کشور کم آب ما مشهود است. در میان مردم مایع روشنى است و اگر ناخواسته آبى به روى کسى پاشیده شود، مى گویند آب روشنایى است یا این که پشت سر مسافر آب مى پاشند تا سفرش بى خطر انجام گیرد و زود بازگردد و این اعتقاد که آب ناخواسته و یا نطلبیده، مراد است همه نشان از احترام و ارزشى است که مردم ایران نسبت به این مایع حیات بخش قائل هستند. در اینجا، چون صحبت از آب و عظمت آن آمد، بهتر است اناهیتا ایزدبانوى آب ها نیز معرفى شود. 

• آناهیتا 

ناهید، اناهید (اردویسور اناهیتا) ایزدبانوى با شخصیتى بسیار برجسته است که قدمت ستایش او به قبل از زرتشت مى رسد. «اردوى» به معناى رطوبت که در دو بخش «آن» که حرف نفى است و «هیت» به معناى آلوده و ناپاک، به مفهوم آب هاى پاک و نیرومند معرفى مى شود. این ایزدبانو در کتیبه اردشیر دوم هخامنشى و در بسیارى از سنت ها، به صورت خلاصه شده «آناهیتا» در مى آید و در اواخر دوره هخامنشى در کتیبه هاى پادشاهان اردشیر دوم و سوم در کنار هرمزد و مهر، ذکر مى شود. بنابراین پدر و مادر آب ها مى شود و از اپم پنات پیشى مى گیرد. 

اناهیتا در آبان شیت اوستا، زنى است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زیبا چهره با بازوانى سپید و اندامى برازنده، کمربند تنگ به میان بسته، به جواهر آراسته با طوقى زرین برگردن و گوشواره چهارگوش در گوش، کفش هایى درخشان به پا، با بالا پوشى زرین و پرچین. این ایزدبانو با صفات نیرومندى، زیبایى و خردمندى به صورت الهه عشق و بارورى در مى آید، زیرا چشمه حیات از وجود او مى جوشد و بدین گونه «مادر خدا» نیز مى شود و همتاى ایرانى آفرودیت (الهه عشق و زیبایى در یونان) و ایشتر (الهه بابلى) به شمار مى آید. اناهیتا گردونه اى دارد با ۴ اسب سفید. اسب هاى گردونه او ایزد ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترین طبقه آسمان جاى گزیده است. او نطفه مردان را پاک مى کند و زهدان زنان را براى زایش آماده مى کند. او خداى محبوبى بود که بسیارى را به خود جلب کرد و امروز هم در هندوستان پیروانى دارد. 

• قسمت هایى از اردویسور نیایش یا آبزور 

درود و ستایش و توانایى و زور و آفرین باد به اهورا مزداى فروغمند با شکوه و به امشاسپندان، به آب هاى خوب مزدا داده، به آب اردویسور اناهیتاى پاک، به همه آب هاى مزدا داده، به همه گیاهان مزدا داده، به همه ستودگان مادى و مینوى و به فروهرهاى پاکان و راستان که پیروز و پرتوان هستند. 

مى ستایم آب اردویسور اناهیتا را که در همه جا گسترده است و تندرستى بخش است و بداندیشان را دشمن است و اهورایى کیش است و در خور ستایش و نیایش در جهان مادى. آن پاکى که جان افزاست، پاکى که فزاینده گله و رمه است، پاکى که گیتى افزاست، پاکى که خواسته افزاست. 
اردویسور اناهیتا که داراى هزارها دریاچه و هزارها نهر است که هر یک از این دریاچه و نهرها به اندازه چهل روز راه هست براى کسى که با اسب راهوارى براند. 

آب ما، از آن بداندیش نیست، از آن بدگو نیست، از آن بدکردار نیست، از آن بدبین نیست، از آن کسى که دوست را بیازارد نیست، از آن کسى که همراهان را بیازارد نیست، از آن کسى که کارکن را بیازارد نیست، از آن کسى که خویشان را بیازارد نیست. 

اى آب ستوده، به من بزرگ ترین دارش ها (نعمت ها)، تن درست و اندام درست ارزانى دار. اى آب ستوده، به من خواسته فراوان ببخش، گله و رمه گوناگون و فرزندان دلیر همان گونه که پیش از من به کسانى که از تو خواستند، بخشیدى. 

با آرزوى این که تمامى ما ایرانیان، گذشته خود را بشناسیم و تا جایى که توان داریم جشن هاى کهن خود را زنده کنیم و به احترام آب هاى تمام دنیا که پاک است و پاک کننده، به آن ارج نهیم و در حفاظت و پاک نگه داشتن آن بکوشیم. 





نوع مطلب : خبر، آیامیدانستید، بزرگان، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 10 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()
اقتصاد مرسوم :
دو تا گاو ماده دارین ... یكیش رو میفروشین و یه گاو نر میخرین به تعداد گاوهای گله ی شما افزوده میشه و اقتصاد رشد میكنه.... پول براتون همینطور سرازیرمیشه و میتونین به بازنشستگی و استراحت بپردازین ...
اقتصاد هندی :
دو تاگاو ماده دارین .... اونها رو میپرستین و عبادت میكنین!

اقتصاد پاكستانی :
هیچ گاوی ندارین ... ادعا میكنین كه گاوهای هندی مال شما هستن ... از آمریكا طلب كمك مالی میكنین ... از چین طلب كمك نظامی میكنین ... از انگلیس هواپیماهای جنگی ... از ایتالیا توپ و تانك ... از آلمان تكنولوژی ... از فرانسه زیردریایی... از سوییس وام بانكی ... از روسیه دارو ... و از ژاپن تجهیزات .... باتمام این امكانات گاوها رو میخرین و بعد ادعا میكنین كه توسط جهان مورد استثمار قرارگرفتین!

اقتصاد آمریكایی :
دوتا گاو ماده دارین ... یكیش رو میفروشین ودومی رو تحت فشار مجبورمیكنین كه به اندازهی ۴ تا گاو شیر تولید كنه ... وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی میكنین ...
تقصیر رو گردن یه كشور گاودار میندازین و بعد طبیعتاً اون كشور یه خطر بزرگ برای بشریت به حساب میاد .... یه جنگ برای نجات جهان به راه میندازین وگاوها رو به چنگ میارین!

اقتصاد فرانسوی :
دو تا گاو ماده دارین ... دست به اعتصاب میزنین چون میخواین سه تا گاو داشته باشین!


اقتصادآلمانی :
دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو تحت مهندسی ژنتیك قرارمیدین ... بعد گاوهاتون ۱۰۰ سال عمر میكنن و ماهی یه وعده غذا میخورن و خودشون شیرشون رو میدوشن!

اقتصاد انگلیسی :
دو تا گاو ماده دارین... كه هر دو تاشون گاو دیوونه هستن!
﴿جنون گاوی دارن! ﴾

اقتصاد ایتالیایی :
دو تا گاو ماده دارین ... نمی دونین كه اونها كجا هستن ... پس بیخیال میشین ومیرین سراغ ناهار و شراب و استراحتتون!

اقتصادسوییسی :
۵۰۰۰تا گاو ماده دارین ... هیچكدومشون مال خودتون نیستن .... از كشورهای دیگه پول میگیرین كه
دارین گاوهاشون رو نگه میدارین!


اقتصاد ژاپنی :
دو تاگاو ماده دارین... اونها رو از نو طراحی ژنتیكی میكنین ... هیكل گاوهاتون یك دهم اندازهی طبیعی میشه و ۲۰ برابر معمول هم شیرتولید میكنن ... بعد شونصد تا كارتون و عكس برگردونوآدامس باشخصیت گاوهاتون با چشمهای درشت میسازین و اسمش رو میذارینCowkemon و توی تمام جهان پخش میكنین و میفروشین !

اقتصاد روسی:
دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو میشمرین و متوجه میشین كه ۵ تا گاودارین ... اونها رودوباره میشمرین و میفهمین كه ۴۲ تا گاو دارین ... اونها رودوباره میشمرین و متوجه میشین كه ۱۷ تا گاو دارین ... یه بطری ودكای دیگه باز میكنین و به خوردن و شمردن ادامه میدین!

اقتصاد چینی :
دوتا گاو ماده دارین ... ۳۰۰ نفر آدم دارین كه گاوها رو میدوشن ... بعد ادعا میكنین كه سیستم استخدامی و شغلی كاملی دارین و تولیدات گاویتون در سطح بالایی قرار داره و هر سانسور رو هم كه آمار واقعی رو بیان كنه بازداشت میكنین!


اقتصاد ایرانی :
دو تا گاو ماده دارین كه هر دوتاشون ازباباتون به ارث رسیده ... یكیش رو دولت بابت عوارض و مالیات و خمس و زكات و سهم صداو سیما و سهم بنیاد های مختلف و غیره ضبط میكنه ... دومی رو هم قربونی میكنین و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب وبدن سالم و عقل درست و حسابی و .... میكنین و اقتصاد كماكان فلج میمونه....

 
 


 




نوع مطلب : کمی تفکر، پنداموز، عـــــــــــــــــجب، خبر، آیامیدانستید، جالب، خنده دار، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 8 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()
در دنیایی که فناوری های نوین لحظه به لحظه شما را شگفت زده می کند،این بار دستان نقاشی ماهر و خوش فکر دیدگان شما را شگفت زده خواهد کرد.

به گزارش روزگار نو پل میلیگان نقاش خلاق هلندی تنها با یک قلم و کاغذ این آثار بدیع را آفریده است.

نقاشی های سه بعدی که این نقاش هلندی به تصویر کشیده بیشتر از حشرات و حیوانات و مارها است .وی 10 سال برای ترسیم این آثار وقت گذاشته است .

این نقاشی های سه بعدی آن قدر طبیعی هستند که سایر هنرمندان نیز درخواست یادگیری این تکنیک را دارند.






























نوع مطلب : کمی تفکر، دنیای عکـــــــس، عـــــــــــــــــجب، آیامیدانستید، جالب، بزرگان، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 8 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

 

این روز ها تب و تاب سریال ترکیه ای حریم سلطان بالا گرفته مجموعه ایران ویج سعی دارد با روشن گری درباره این سریال شما هموطنان را بیشتر از اتفاقات پس داستان مطلع کند .

اما قبل از شروع هر نقدی باید چند سخنی با رسانه ملی داشت و به آن تبریک گفت ! مگر ایران کم شخصیت تاثیر گذار تاریخی و ملی دارد که از آنها سریال ساخته نمی شود ! . چرا باید مخاطب ایرانی با مشاهده این شبکه ها چیزی را ببیند که نه در شان یک ایرانی است نه در شان یک خانواده .

نمیدانم میدانید یا خیر اما رسانه عزیز ما بیش از ۲۵۰۰۰ پرسنل دارد و در مجموعه با حساب کردن شبکه های استانی و برون مرزی در بهترین شرایط بیش از ۴۰ شبکه فعال داریم و به نظر بنده بهترین تجربه موفق در شبکه های برون مرزی پرس تی وی را میدانم که با گفتن حقایق در سطح جهانی حرفی برای گفتن دارد اما این رامقایسه کنید با یک شبکه ای به نام جم کلاسیک که شاید ۵۰ پرسنل هم نداشته باشد . باید کمی رو راست باشیم و با مقابله با هر مشکلی در صادقانه با موضوع برخورد کنیم بدون شک جم توانسته مخاطبان بسیاری جذب کند که این موضوع هزارررررر افسوس دارد .

تجربه ثابت کرده رسانه ما اگر خوراک مناسب برای مخاطبان میلیونی خود داشته باشد با استقبال خوب رو به رو میشود گواه این موضوع را میتوان برنامه ۹۰ دانستن که با گذشت بیش از ۱۰ سال از شروع روز به روز موفق تر و قوی تر می شود .

اما چرا رسانه ملی ما نباید با پخش سریال های مناسب و جوان پسند نیاز های هموطنهای ما را برطرف کند تا دیگر نیازی به دیدن سریال های ضد ایرانی در شبکه ضد ایرانی جم مشاهده کنیم .

تیم جوان ایران ویج اگر انتقادی از جایی میکند فقط از روی دلسوزی و عشق به بنیان خانواده ایرانی و کشور عزیزمان است امیدواریم رسانه ملی از این موضوع ناراحت نشود . البته تجربه به ما ثابت کرده که شرکت های معروف ایرانی جنبه انتقاد را ندارند که برای نمونه ایرانسل را میتوان نام برد که بعد از انتقادی که ایران ویج از او کرد مستقیما برخی خدمات خود را حذف و حتی تهدید به شکایت هم مجموعه جوان ایران ویج را کرد که واقعا جای تاسف دارد.!

به زودی ایران ویج نقدی جامع و کامل را در مورد تک تک سریال های ترکی ای که در شبکه جم پخش می شود در اختیار شما عزیزان قرار میدهد

 

 


سریال تاریخی «سده باشکوه» که در ایران با نام «حریم سلطان» شناخته می‌شود، همانگونه که از نامش برمی‌آید تلاش دارد تا روایتی ساختگی، اما پرشکوه از زندگی «سلطان سلیمان اول یا قانونی» به نمایش درآورد و با به تصویرکشیدن توطئه‌ها و دسیسه‌هایی که در حرمسرا و دربار این سلطان عثمانی رخ می‌دهد، مخاطب را تا پایان سریال همراه خود کند و از خلال آن، زیرکانه به تبلیغ —– دست زند.

تاریخ به روشنی گواهی می‌دهد که سلطان سلیمان عثمانی در کنار متجاوزان دیگر به این سرزمین، چون اسکندر، چنگیز، تیمور و … دستش به خون ایرانیان بسیاری آغشته است. سپاه او، علی‌رغم بی‌میلی شاه تهماسب صفوی به جنگ، سه بار بین سال‌های ۱۵۳۳ تا ۱۵۵۳ میلادی به ایران یورش آورد و ایرانیان بسیاری را در قفقاز، تبریز، اورمیه منطقه اذربایجان و کردستان و بغداد قتل عام کرد و در پی این کشتارها، وی خویش را رهبر جهان اسلام و جانشین خلفای عباسی خواند و در این راستا دولت کنونی ترکیه با در پیش گرفتن سیاست نوعثمانی‌گرایی بر آن است تا بسان سلطان سیلمان اول، مدعی رهبری جهان اسلام باشد و ساخت چنین سریال‌هایی نیز پیرو همین سیاست دولت کنونی ترکیه است.

شگفتا که شبکه‌ ماهواره‌ای «جم تی‌وی» با صرف هزینه بسیار برای خرید و دوبله این سریال، می‌خواهد این سریال را به خورد ایرانیان دهد و از منفوران تاریخ ایران، چهره‌ی دیگر سازد. این امر بسان این می‌ماند که فرانسویان سریالی در رثای هیتلر دوبله و برای ملتشان پخش کنند!

آموزش، اطلاع‌رسانی و ارتقای فرهنگ یک جامعه از مهم‌ترین کارکردهای یک رسانه است؛ اما شبکه‌هایی از این دست، گویا جز به پول بیشتر درآوردن به هر قیمت، به چیز دیگری نمی‌اندیشند.

گردانندگان این شبکه در پاسخ اعتراض ایرانیان بسیاری، به این نکته اشاره کرده‌اند که «مگر چنگیزخان به ایران حمله نکرد و کشورمان را ویران کرد؛ پس چرا سریال سربداران ساخته شد و همه مردم بیننده آن بودند و کسی اعتراض نکرد؟» همین پاسخ، عمق ناآگاهی و نادانی مدیران این شبکه را عیان می‌کند؛ چراکه سریال سربداران می‌خواست ایستادگی ایرانیان برابر یورش مغولان را به نمایش درآورد و این قیاس چنان مع الفارق است که حتی مرغ لای پلو را به خنده می‌اندازد؛ شاید هم، این‌ها چنگیزخان را با سربداران اشتباه گرفته‌اند! مدیران این شبکه همچنین افزوده‌اند: «مگر جنگجویان ایرانی در گذشته به اقصی نقاط دنبا حمله نکرده و کشورهای بسیاری را ویران کردند. حالا باید مردمان این کشورها با ما بد باشند که اجدادشان را ایرانیان کشتند؟» به راستی آدمی از این‌همه ناآگاهی تاریخی مدیران یک رسانه به شگفتی می‌آید. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که ایرانیان –جز چند مورد انگشت‌شمار- همواره پاسبان مرزهای خویش بوده‌اند و هرگز ملت مهاجمی نبوده‌اند؛ بلکه مدام در معرض یورش همسایگان خویش قرار داشته‌اند و جز دفاع کار دیگری نکرده‌اند.

در پایان شایسته یادآوری است در جهانی که زیست می‌کنیم، هر ملتی بر آن است تا از نداشته‌های خویش، داشته‌هایی بسازد؛ داشته‌هایی که بیشتر به مَثَلِ «کوهی که موش زایید» می‌ماند. شگفتا از ما ایرانیان، با وجود اینکه به گواهی تاریخ، کهن‌ترین ملت جهان به شمار می‌رویم و همواره نیاکان ما مشعل‌دار فرهنگ و فرهنگ‌مدار بوده‌اند، این‌چنین در شناساندن تاریخ و فرهنگ خود به جهانیان کوتاهی کرده‌ایم که دیگران یا تاریخ و فرهنگمان را به نام خویش مصادره کرده‌اند و سکه به نامِ نامی نداشته‌ی خویش زده‌اند یا اینکه از هیچ، همه‌چیز ساخته‌اند. البته شاید اگر نیک بنگریم، می‌بینیم «ز که نالیم که از ماست که برماست»! باشد که بیدار شویم .

سخنى با هموطنان؛

عزیزان ما شما را دعوت به تحریم این سریال یا سریالهایى از این دست نمیکنیم اما قصد آگاهى دادن به شما را داریم.
سالهاست دولت آنکارا با صرف هزینه هاى هنگفت از پان ترک ها به شدت حمایت و آنها را تجهیز مینماید.
ساخت و پخش سریالى با هزینه بالا در مورد فاتح تبریز آن هم با این همه دروغ و بزرگنمایى در مورد یک پادشاه خونخواه و ظالم درست در زمانى که بحث تجزیه ایران توسط سناتورهاى آمریکا نیز مطرح میشود چه دلیلى دارد؟

کمى با خود خلوت کنید … اجازه ندهید افکارتان را در اختیار بگیرند





نوع مطلب : کمی تفکر، پنداموز، اطلاعیه، عـــــــــــــــــجب، خبر، آیامیدانستید، بزرگان، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 8 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

فرقشان با باقی معابر این است که احتیاط راننده بالاتر است و دلشوره و دعاهایی که پشت سرش است بیشتر. معابر حادثه‌ساز در ایران کم نیستند. معابری که هر روز به خاک افتادن یک انسان را به خود می‌بیند.

به گزارش ایران ویج ، البته تلاش‌هایی شده است تا «معابر حادثه‌ساز» و تعداد تلفات آنها کمتر شود؛ با این وجود کم نیستند جاده‌هایی که افراد بسیاری را به کام مرگ یا گوشه بیمارستان می‌کشند.

این فهرست، ۱۰ جاده حادثه‌ساز ایران را معرفی خواهد کرد:

تهران ـ سمنان ـ مشهد: مسافت ۹۰۰ کیلومتر تهران مشهد از دو زاویه معبر حادثه‌سازی است. نخست این‌که تردد زیادی در آن صورت می‌گیرد. آمار ۲۵ میلیونی گردشگر در مشهد که حجم کثیر آن از طریق جاده به این شهر می‌رسند نشانگر حجم بالای تردد است. در عین حال، بیابانی و یکنواخت بودن مسیر هم باعث خستگی، کسلی و خواب‌آلودگی رانندگان می‌شود که خود عامل بخشی از سوانح است.

تهران ـ قم ـ اصفهان ـ شیراز: برای این‌که از تهران به شیراز بروید باید از شلوغ‌ترین معبر ایران یعنی اتوبان قم ـ تهران بگذرید. در عین حال اتوبان قم ـ اصفهان هم به دلیل سرعت بالای اتومبیل‌های عبوری، یکی از معابر حادثه‌ساز در مسیر شیراز است. در عین حال باید از اتوبان شدن این مسیر به عنوان یکی از علل کاهش تصادفات جاده‌ای در آن یاد کرد.

تهران ـ خوزستان: اگر بخواهید از تهران به سمت خوزستان بروید؛ گردنه‌های استان چهارمحال و بختیاری (محل کشته‌شدن دانش‌آموزان بروجنی) یکی از مهم‌ترین تهدیدات برای شماست. برخی از افراد به همین خاطر ترجیح می‌دهند که از سمت شیراز به اهواز و آبادان برسند که البته در نوع خود کم‌خطر‌تر نیست.

جاده چالوس: عرض کم، تردد بسیار بالا بخصوص در ایام تعطیل، قدیمی بودن مسیر، کوهستانی بودن آن و خطر ریزش سنگ و بهمن جاده چالوس را به یکی از ترسناک‌ترین جاده‌های کشور تبدیل کرده است. البته سه‌محور شمالی دیگر یعنی اتوبان رشت، محور فیروزکوه و جاده هراز هم در نوع خود خطرناک هستند، اما ترس از جاده چالوس، خصوصیت خود را دارد.

سیرجان ـ بندرعباس: ۳۰۰ کیلومتر جاده که یکی از مهم‌ترین بنادر کشور را به قلب کشور وصل می‌کند. حادثه‌خیز بودن این محور به دلیل عرض کم آن است. ضمن آن‌که باید حضور کامیون‌ها و تریلرهای بزرگ و ترانزیتی را هم دلیل دیگری برای حادثه خیز بودن این محور دانست و البته از تردد بسیار بالای این مسیر هم نباید غافل بود.

جاده وهن‌آباد: وهن‌آباد نام شهری است در حوالی رباط کریم در استان تهران. محور مواصلاتی این جاده به اتوبان قم که تردد بسیار بالایی دارد، یکی از معابر پرخطر این روزهای ایران است. عرض کم و تعریض نیمه‌کاره و همچنین دید کم در شب به دلیل عدم نور کافی از دلایل حادثه خیز بودن محور وهن‌آباد است.

اتوبان پردیس: اتوبان پردیس تهران که در سال ۱۳۸۹ به طور رسمی افتتاح شد یکی از معابر حادثه‌ساز در کشور است. قبل از افتتاح رسمی این پروژه، عدم وجود معابر و برخی اشکالات فنی باعث شده بود این اتوبان، حتی برای مدتی بسته شود. با این حال، این روزها هم خبرهایی از تصادف‌های این معبر به گوش می‌رسد.

بندرعباس ـ لار: تصور کنید که در جاده‌ای ۳۰۰ کیلومتری بدون هیچ‌گونه تعمیرگاه یا آبادی و حتی پمپ بنزین حرکت می‌کنید. جاده‌ای که در برخی نقاط آن علائم خط‌کشی شده وجود ندارد و تیرهای برق چوبی هم در کناره جاده وجود دارد. همه اینها معبر بندرعباس به لار را به یکی از معابر خطرناک در شب تبدیل کرده است.

قم ـ گرمسار: سال گذشته بود که برای دسترسی بهتر ساکنان نقاط مرکزی و جنوبی به معبر منتهی به مشهد، معبر قم به گرمسار افتتاح شد. با این وجود میزان تلفات این معبر به حدی بود که فرمانده انتظامی قم از این میزان ابراز نگرانی کرد. استانداردنبودن جاده و نبود پاسگاه‌های پلیس به عنوان مهم‌ترین انتقادات به این معبر عنوان شده است.

گردنه اسدآباد همدان: گردنه اسدآباد همدان بین دو شهر همدان و کرمانشاه قرار گرفته است و ارتفاع آن به حدود ۲۰۰۰ متر می‌رسد.

در اغلب اوقات شرایط نامناسب جوی و نیز کوهستانی بودن این مسیر باعث به وجود آمدن حوادث خونین و مرگباری شده است.





نوع مطلب : ایرانگردی، اطلاعیه، خبر، آیامیدانستید، جالب، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 6 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

سقف آرزوهای ما
کف آرزوهای دیگری است
دنیا به طور ناجوانمردانه ای آپارتمان است !
.
.
.
راستی
اگه ۲۰۱۲ دنیا تموم میشه پس چرا pes 2013 اومده ؟
.
.
.
بدترین شکست عشقی عمرمو کلاس سوم دبستان خوردم
وقتی که فهمیدم جایزه هارو مامانم میخریده میداده به معلما!
.
.
.
یه سری لذت‌ها هم مختص ایرانه
مثلا یه پول پاره‌پوره رو یجوری به یه راننده‌ای ، بقالی بدی ازش خلاص شی.
آدم احساس پیروزی می‌کنه !
.
.
.
بلند باش
لاغر باش ،
کوتاه باش !
چاق باش .
کچل باش ؛
بی سواد باش !
پرفسور باش ،
اما تو رو خدا بی شعور نباش �.
شعور داشته باش !
شعور محبت دیدن �
شعور محبت کردن � !!!
.
.
.
یکی از سخت ترین بازه های زندگی :
اینه که تصادفاً با یه آشنا بشینی تو تاکسی!!
هی منتظر می مونی ببینی که اون کرایه ی تورو هم حساب میکنه
یا خودت باید دست به جیب شی !
.
.
.
داییم از سر کار اومده جورابشو در آورده بو کرده
میگه :نه خیلی بوش تند نیست ،
فردا هم میپوشمشو هیچی دیگه گذاش تو کمدش!
اصلا پاکیزگی درحد دونگ هی!!
.
.
.
اعتماد کردن به بعضیا تو این دنیا مثل فتح کردن قله اوِرِست با دمپایی ابری میمونه !
.
.
.
العان از یه سوئدی بپرسی تورم یعنی چی؟
مثله گاو نگات میکنه. سطح اطلاعاتتون رو دست کم نگیرین بابا !

.
.
.
طرف قد 2 متر و نیم، وزن 140، بازوش دور کمر من، فاقد هرگونه چربی تو تلویزیون اومده می گه توصیه من به جوونا اینه که از مکمل ها استفاده نکنند
خودِ لامصبت آخه با نون و پنیر اینجوری شدی؟
.
.
.
از مارمولک له شده زشت تر، پسربچه تو سن بلوغه. اصلا مثل کوبیسم می مونه، هیچیش به هیچیش نمیاد
.
.
.
دیشب که خوب می خوردین این چی چیه آوردین؟
(گروه بانوان در مراسم پاتختی در هنگام باز کردن کادو)
.
.
.
زندگی همیشه در جریانه ولی ما رو در جریان نمی ذاره!
.
.
.
جای خالیش را نه کتاب پر می کند، نه قهوه، نه حتی سیگار، من دلم آی فون 5 می خواهد.
.
.
.
یه سوال ذهن منو مشغول کرده
چرا شلوار سفید می پوشی خاکی میشه رنگش سیاهه؟
ولی وقتی شلوار مشکی می پوشی خاکی میشه رنگش سفیده؟
.
.
.
یکی می ره به شیرینی فروشه می گه این شیرینی کشمشیا چرا توش کشمش نیست؟
یارو میگه شما شیرینی ناپلئونی می خرین لای هر کدومش ناپلئونه؟
.
.
.
کاش یکی بود که توی کوچه ها داد می زد:
خاطره خشکیه، خاطره خشکیه
اونوقت همه خاطراتتو،همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن می ریختم تو کیسه و می دادم بهش و می رفت ردِ کارش
.
.
.
اونقدری که من بالش زیر سرمو تا صبح می چرخونم، اگه به جاش توربین بود می تونستم برق کل روستاها رو تامین کنم!
.
.
.
یکی از بزرگترین لذت های دوران کودکیم این بود که دستمو تا آرنج بکنم تو کیسه برنج! آی حال می داد.
.
.
.
اینایی که با یه جمله مسیر زندگیشون عوض میشه، فرمون زندگیشون هیدرولیکه فک کنم
.
.
.
�شام چی درست کنم؟�
اولین جمله مامانم در حین جمع کردن سفره ناهار
.
.
.
بابابزرگم لپ تاپم رو دیده می گه چندتا قُوّه می خوره؟!
.
.
.
همه نیمه گمشده و مکمل شونو پیدا کردن ،ما هنوزمتمم مون روهم ندیدیم!
به 30 درجه هم راضی شدیم دیگه! نبود؟ یه 10 درجه ... !؟
.
.
.
پسورد وایرلسمو دو روزه عوض کردم کلا محبوبیتمو تو همسایه ها از دست دادم! یکی یکی سرد و سردتر می شن. نگرانم دسته جمعی یه حرکتی بزنن.
امروز یکیشون بلند به اون یکی می گفت نامرد نذاشت فیلممو کامل دانلود کنم!
.
.
.
تو صف نون بودم دیدم دوتا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث می کردن.
اولی: برو بابا! دومی: به من نگو بابا به من بگو عمو، وقتی می گی بابا من نسبت بهت احساس مسئولیت پیدا می کنم!
.
.
.
فکر کنم دارم بابا می شم ... الان چند شبه بیدار می شم کولرو خاموش می کنم!
.
.
.
هر وقت احساس کردی خیلی بالایی چند تا نارگیل واسه من و بچه ها بنداز پایین!
.
.
.
یه زمانی وقتی به رفیقت فحش ناموس می دادی حکم مرگتو امضا می کردی، الان میزان صمیمیت و رفاقتتو نشون می دی.
.
.
.
ضربه روحی که یخچال خالی به من وارد می کنه، عشق دوران جوونیم نتونست وارد کنه.
.
.
.
تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد مرغ است.
.
.
.
یک بنده خدایی می گفت: حالا درسته ما قصد ازدواج نداریم ولی خب آخه یه خواستگار نباید بیاد برامون؟
.
.
.
یه بار یه دویستی دادم به گدائه، گدائه گفت: خدای نکره یه وقت لازمت نشه؟!
.
.
.
یارو دو دقیقه پیش زنگ زده خونه به جای اینکه من بگم شما، اون میگه شما؟ منم گفتم ببخشید اشتباه برداشتم!
.
.
.


یه روز رفتم شلوار بخرم فروشنده یه شلوار آورد خوب نبود. گفتم این خیلی خزه، مگه اسکلم اینو بپوشم؟
فروشنده از پشت پیشخون اومد اینور دیدم همون شلوار پای خودشه!
.
.
.
بزرگترین مقامی که تا امروز بهش رسیدم وقتی بود که دبستان می رفتم و مامور آبخوری شدم.
.
.
.
آیا می دونین اولین کسی که عبارت �مردا همه مثل همن� رو به کار برد، یه زن چینی بود که شوهرشو تو بازار گم کرده بود؟
.
.
.
اگه قراره با دمپایی ابریِ خیس تو دهنِ کسی زده بشه، اون کسی نباید باشه جز پسری که با صدای بچگونه حرف می زنه!
.
.
.
پسرخالم کلاس دوم تو امتحانشون یه سوال داشتن که گفته بود: آیا می دانید رود هیرمند به کدام دریا می ریزد؟ اینم نوشته بود: بله می دانم!
معلم خوشش اومده بود نمره کامل داده بود.
.
.
.
به کافه چی گفتم همان همیشگی ...
گفت زر نزن، مثل آدم بگو چی می خوری!
.
.
.
پسرا هجده ماه میرن خدمت، اندازه 18 سال خاطره تعریف می کنن! لامصبا همشونم قهرمان پادگان بودن.
.
.
.
خیلی پیش اومد خودمو به سرماخوردگی زدم که مدرسه نرم ... اما من هنوز موندم اون دکتری که منو معاینه می کرد و می گفت: مریضی و چند جور قرص و دوا می نوشت تا خوب بشم، مدرکشو از کجا گرفته بود!
.
.
.
آخه من نمی دونم این W چیه تو لغات این دهه هفتادیا و هشتادیا ... می نویسن �ba W she, a Wre, ba Wba کی مدرسه ها باز میشه راحت شیم
.
.
.
معلوم نیست این درس عبرت چند واحده، لامصب تموم نمیشه
.
.
.
از کلید محترم �پ� در کیبورد می خواهیم یه جارو مشخص کنه واسه خودش و همیشه همونجا بتمرگه که تو هر کامپیوتری جاش عوض نشه
.
.
.
ولی خداییش بیاییم ظاهربین نباشیم. بعضیا ممکنه در ظاهر بی شعور به نظر بیان اما وقتی باشون می گردیم و بیشتر می شناسیمشون می بینیم که باطنن هم بی شعورن!
.
.
.
وقتی پشت آیفون می پرسیه �کیه؟� 95 درصد مردم میگن �باز کن�، 5 درصد باقیمونده هم میگن �منم�
.
.
.
یکی از اشتباهاتمون اینه که گاهی کسایی رو تو زندگیمون راه می دیم که تو طویله راهشون نمی دن
.
.
.
خیلی دوست دارم یکی از استادام رو در حال خنده تو خیابو ببینم، برم پیشش بگم �چیز خنده داری هست بگو ما هم بخندیم!�
.
.
.
خوش به سعادت این نسل جدید که کلی سرگرمی دارن. والا سرگرمی نسل ما یه چرخ گوشت بود که دستمون رو می کردیم توش دستمون تا زانو قطع می شد! بعدش کانال پنج برنامه در شهر نشونمون می داد کلی حال می کردیم
.
.
.
آی فون 5 هم اومد و تو نیومدی، خاک بر سرت
.
.
.
تو خیابون یه تصادف شده بود. همه جمع شده بودن. منم برای اینکه صحنه رو از نزدیک ببینم از اون ور داد زدم گفتم �برید کنار، برید کنار من پدرشم� وقتی که رسیدم دیدم اونی که تو خیابون افتاده الاغه!
.
.
.
سال ها گذشت و گذشت و گذشت و ساندیس ها کماکان تولید شدند و تولیدکنندگان نوشتند از �اینجا� باز کنید و مردم همچنان از �آنجا� باز کردند!
.
.
.
اینایی که از پاییز بد میگن، بعدازظهرای پاییزی نرفتن تو حیاط خلوت بشینن، یه استکان نسکافه بخورن که بفهمن پاییز یعنی چی
.
.
.
طرف شش ماهه دماغشو عمل کرده هنوز چسب میزنه! اینا همونان که برچسب تلویزیون و مایکروفر و پلاستیک صندلی ماشیناشون رو نمی کنن
.
.
.
ترسناکترین لحظه دنیا لحظه ای که سوار یه تاکسی خالی می شید و راننده دیگه مسافری سوار نمی کنه. حتی مسافرایی که هم مسیر شما هستن!
.
.
.
ته دیگ طلایی رنگ خوشمزه هم نشدیم دو نفر سرمون دعوا کنند. شلغم نشدیم یکی کوفتمون کنه خوب شه. ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه. بچه مردم هم نشدیم ملت ما رو الگوی بچه هاشون قرار بدن. قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم
.
.
.
هیچ لذتی بالاتر از این نیست که یه تیکه از سرعتگیر کنده شده باشه و آدم بتونه دوتا چرخ ماشینشو از اونجا رد کنه
.
غیرممکنه توی مدرسه های اینجا درس خونده باشی و این جمله رو نشنیده باشی: �ببینید همه تون صفر بشین، یه دوزاری از حقوق من کم نمی کنن، همه تون 20 هم بشید یه دوزاری به حقوق من اضافه نمی کنن!�
.
.
.
یه همسایه پیری داریم، کلیپ کامران و هومن و دیده میگه چقدر این زن و شوهر بهم میان!
.
.
.
اگر زن ها دنیا رو می گردوندن هیچ جنگی وجود نداشت فقط چندتا کشور با هم قهر بودن و حرف نمی زدن!
.
.
.
حساب کنید قیافه دخترای دوران حافظ و سعدی چه جوری بوده که خال کنج لب یار آپشن محسوب می شده!





نوع مطلب : اطلاعیه، عـــــــــــــــــجب، آیامیدانستید، جالب، خنده دار، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 3 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

 

آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی)
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما (آفتابی) جنوبی (لاتین، یونانی)
آفریقای مرکزی: سرزمین بدون سرما (آفتابی) مرکزی (لاتین،یونانی)

آلبانی: سرزمین کوهنشینان

آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی – ژرمنی)
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود   
اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/دری)
اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
استرالیا: سرزمین جنوبی (از لاتین)
استونی: راه شرقی (ژرمنی)
اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)
اسکاتلند:سرزمین اسکات‌ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین).
افغانستان: سرزمین قوم افغان (فارسی)
اکوادور: خط استوا (اسپانیایی)
الجزایر: جزیره‌ها(عربی)  
السالوادور: رهایی بخش مقدس (اسپانیایی)
امارات متحده عربی: شاهزاده نشین‌های یکپارچه عربی (عربی)
اندونزی: مجمع الجزایر هند(فرانسوی)
انگلیس: سرزمین پیر استعمار (ژرمنی)
اوروگوئه: شرقی 
اوکراین: منطقه مرزی (اسلاوی)
ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایتالیا: شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی)
ایران: سرزمین آریایی‌ها٬ برگرفته از واژهٔ «آریا» به معنی نجیب و شریف
ایرلند: سرزمین قوم ایر(انگلیسی)
ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)؛

باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی)
بحرین: دو دریا (عربی)
برزیل: چوب قرمز

بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان (لاتین)
بلژیک: سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه می‌داده
بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه‌ای بومی به معنای آب گل آلود
بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)
بوتان: تبتی تبار

بوتسوانا: سرزمین قوم تسوانا
بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار (از زبان‌های موره –دیولا)
بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین

پاراگوئه: این سوی رودخانه
پاکستان: سرزمین پاکان (فارسی /دری)
پاناما:جای پر از ماهی (زبان کوئِوا)
پرتغال: بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین)
پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)

تاجیکستان: سرزمین تاجیک‌ها (فارسی /دری)
تانزانیا: این نام از هم امیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است
تایلند: سرزمین قوم تای
ترکمنستان: سرزمین ترک + ایمان=ترکیمان=ترکمان= ترکمن (سرزمین تورک هایی که مسلمان شده اند)، مربوط به سده های آغازین اسلام
ترکیه: سرزمین قوی‌ها (ترکی با پسوند عربی)
جامائیکا: سرزمین بهاران
جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می‌گفتند(زبان آفار)
چاد: دریاچه ( زبان بورنو)
چین: سرزمین مرکزی (چینی)
دانمارک: مرز قوم "دان”؛

دومینیکن: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)
روسیه: کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی”راؤش”)
روسیه سفید (بلاروس): درخشنده (روس) سفید (روسی)  
رومانی: سرزمین رومی‌ها
زلاند نو: زلاند جدید (زلاند نام یکی از استان‌های هلند به معنای دریاست)؛
ژاپن: سرزمین خورشید تابان (ژاپنی)

ساحل عاج: ساحل عاج
سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت)
جزایر سلیمان: از نام حضرت سلیمان
سوئد: سرزمین قوم "سوی”
سوازیلند: سرزمین قوم سوازی
سوئیس: سرزمین مرداب
سودان: سیاهان (عربی)
سوریه: سرزمین آشور (سامی)
سیرالئون: کوه شیر

شیلی: پایان خشکی- برف (از زبان بومی آنجا)
صحرا: بیابان (عربی)
صربستان: سرزمین قوم صرب

(یوگسلاوی: (سرزمین اسلاو های جنوب
عراق: شاید از ایراک به معنای ایران کوچک (فارسی)
عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است، سعود یعنی خوشبخت
فرانسه: سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی)
فلسطین: یکی از اسامی قدیم رود اردن
فنلاند: سرزمین قوم "فن”

فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله (قرقیزی)
قزاقستان: سرزمین کوچگران (قزاقی)
قطر: شاید به معنای بارانی (عربی)
کاستاریکا: ساحل غنی (اسپانیایی)
کانادا: دهکده (زبان سرخپوستی”ایروکوئی”)
کلمبیا:سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)
کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)
کویت: دژ کوچک (هندی-عربی)

گرجستان:سرزمین کشاورزان (یونانی)
لبنان:سفید (عبری)
لهستان: سرزمین قوم "له”
لیبریا: سرزمین آزادی
مجارستان: سرزمین قوم مجار (مجاری)
مراکش: مغرب؛ مصر: شهر – آبادی؛
مقدونیه: سرزمین کوه نشین‌ها، بلندنشین‌ها (یونانی)
مکزیک: اسپانیای جدید (اسپانیایی)
موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین) 
میکرونزی: مجمع الجزایر کوچک (فراسوی)

نروژ: راه شمال
نیجر: سیاه (لاتین)
نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین) 
نیکاراگوئه دریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) – آگوئه (اسپانیایی)

واتیکان: گرفته شده از نام تپه‌ای به نام واتیکان (اتروسکی)
ونزوئلا: ونیز کوچک
ویتنام: اقوام "ویت” جنوبی (ویتنامی)
ولز: بیگانگان (ژرمنی)
هلند: سرزمین چوب (آلمانی)
هند: پر آب (فارسی باستان)
هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)
یمن: خوشبخت
یونان: سرزمین قوم "یون”





نوع مطلب : اطلاعیه، عـــــــــــــــــجب، خبر، آیامیدانستید، جالب، بزرگان، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 3 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()
مسیحیان با انجام رفتارهای غیر انسانی و خرافی در این روز با آزار و شکنجه‌ای که بر بدن خود وارد می‌کنند سعی در یادآوری مصائبی که حضرت مسیح(ع)‌ در ساعات و روزهای آخر عروج خود داشته را دارند.



تعدادی از کسانی که در این مراسم شرکت می‌کنند مانند حضرت مسیح(ع) به صورت داوطلبانه خود را به صلیب می‌کشند. اشخاصی با لباس‌های مخصوص سربازان آن دوران شخص داوطلب را به صلیب می‌کشند و دست‌ها و پاهای او را با میخ به صلیب وصل می‌کنند. این مراسم در شمال مانیل در فیلیپین برگزار می‌شود که مصادف با ۱۰ آوریل است. این منطقه یک شهر کاتولیک نشین است. البته در این مراسم کاتولیک‌های دیگری از دیگر کشورها و یا حتی قاره‌ها به این شهر می‌آیند.
گفتنی است غیر از مراسم بالای صلیب رفتن، عده دیگری نیز شلاق خوردن حضرت مسیح در طول مسیر و حمل صلیب را شبیه‌سازی می‌کنند. این افراد یک روز پیش از به صلیب کشیدن داوطلبان با صورت پوشیده و شلاق‌هایی مخصوص به پشت خود می‌زنند و مسیری نسبتاً طولانی را طی می‌کنند تا به کلیسای مرکزی شهر برسند.



همچنین در حالی که گروهی از افراد به صورت منظم در شهر حرکت کرده و با شلاق به پشت خود ضربه می‌زنند شخص دیگر نیز با حمل صلیب بر دوش خود در جلوی صف حمل می‌کند. پس از پیمودن مسیر مشخص شده آنها به کلیسا می‌رسند و جلوی در کلیسا به صورت سینه‌‌خیز در حالی که لباسی برتن ندارند حرکت می‌کنند تا این‌گونه بدن خود را بیشتر آزار بدهند و خدا توبه آنها را بپذیرد…
این تصاویر وحشتناک است و برای افراد زیر ۱۶ سال و کسانی که ناراحتی قلبی دارند پیشنهاد نمی شود ..























نوع مطلب : دنیای عکـــــــس، اطلاعیه، عـــــــــــــــــجب، خبر، آیامیدانستید، مذهبی، جالب، بزرگان، خودم، وبگردی، خنده دار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

لیونل مسی در چند سالی که در ترکیب بارسلونا به میدان رفته نمایش خیره کننده‌ای داشته است و با درخشش خود حمله بی‌رحمانه‌ای را به رکوردهای فوتبال جهان و اسپانیا ترتیب داده است.

مسی با پیراهن آبی اناری‌ها نه تنها در نوکمپ بلکه در سراسر جهان به چهره‌ای محبوب و دوست داشتنی تبدیل شده است.

ستاره آلبی سلسته بعد از رسیدن به آرزوهای خود در مستطیل سبز به کارهای غیر فوتبالی هم روی آورده است به طوری که به عنوان مدل به تبلیغ لباس‌های یک شرکت بزرگ تولید لباس پرداخته است.

 

 

 

 

 

 

 





نوع مطلب : دنیای عکـــــــس، اطلاعیه، عـــــــــــــــــجب، آیامیدانستید، ورزشی، جالب، بزرگان، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()
کلمات اصفهانی ( فکر کنم این ها را واقعا فقط خود ما اصفهانی ها می گیم شاید خوندنش براتون جالب باشه )
آج و داغ : شیفته و دلداده – آلاگارسون : آرایش کردن سر ( البته اصل کلمه فرانسوی هست ولی اصفهانی ها زیاد به کار می برن این لغت رو )  - آش بلگ : آش رشته – آلوچه : گوجه سبز – اِسِدن : گرفتن ، خریدن – باباقوری : کور – بوسوره : پدر زن یا پدر شوهر – بولونی : خمره کوچک – بینی گلی : بختک – تلکه کردن : سرکیسه کردن – جخت : همین حالا  - چسان پیسان : آرایش کردن – چلسمه : هله هوله – چلقوز : فضله مرغ – چلندوچار : حرف بیهوده – چماله : مچاله – چندر : گوشت زائد و بد – چوری : جوجه – چی چی : چه چیز – خار سو : مادر زن و مادر شوهر – خار کردن : شانه کردن  - دادا : برادر – آجی : خواهر – دل انگون : آویزان – راس آریس: کلک جور کردن و مقدمه چینی نمودن – ریقماسی : آدم ضعیف – زاغ : چشم سبز – زابرا : سی که ناگهان از خواب بپرد – سماخ پالون  : آب کش – سن سن : با ارامی کار کردن – علتوی : ضعیف و مریض – عنک کردن : مسخره کردن – غاذی : لقمه غذا – قمپز در کردن : تعریف الکی کردن – قوزی بالا قوز : ناراحتی بعد از ناراحتی – کپیدن : خوابیدن – کل : کند – کوره : چرک – گتری: بی خودی – گرده : پایین گردن تا کمر – گیروندن : روشن کردن – لفت و لعاب : رنگ و آب – لک لکی : لکه دار – لوده : مزه انداز – لولیدن : تکان خوردن – لیچار : حرف مفت – لیم : لوس – لی لی به لا لا گذاشتن : ناز کسی را کشیدن – منح نح : فضول – نخلی : بچه اول – ولاوادرا : باز و پراکنده – هشلهف : حرف یاوه – هوله رفتن : طفره رفتن – یخده : کمی -  وخی : بلند شو


ای مطلب از وبلاگ دوستم:ذوالفقارزرگر

www.aryaman62.mihanblog.com





نوع مطلب : ایرانگردی، خبر، آیامیدانستید، جالب، خنده دار، بزرگان، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic