درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : الکساندر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دای جون
ازهیچ کس نترس به جزیک نفر،اون یک نفر خداست!!




از بچه‌های کودکستان سوال هوش زیر پرسیده شد:«اتوبوس شکل زیر به کدام طرف حرکت می‌کند؟» به دقت به شکل نگاه کنید.

یک تست هوش خیلی باحال !!!!

جواب این تست هوش را می‌دانید؟

تنها دو جواب وجود دارد: «چپ» یا «راست»

 

درباره‌اش فکر کنید …


هنوز نمی‌دانید به کدام طرف حرکت می‌کند؟

عیب نداره! ما به شما می‌گوئیم.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

تمام بچه کودکستانی‌ها جوابشان این بود: به طرف چپ.

وقتی از آن‌ها پرسیده شد: «چرا فکر می‌کنید که اتوبوس به طرف چپ حرکت می‌کند؟»

جواب همه‌شان این بود: «چون درب اتوبوس دیده نمی‌شود.»

خجالت کشیدید، مگه نه؟

عیب نداره! ناراحت نباشید.

من خودم هم جوابش را نمی‌دونستم.





نوع مطلب : کمی تفکر، پنداموز، اطلاعیه، عـــــــــــــــــجب، آیامیدانستید، جالب، خنده دار، بزرگان، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای امید به نام قرمز
ترانه : مسعود امینی - آهنگ و تنظیم : محمد مقدم

دانلود...

امید قرمز

 





نوع مطلب : اطلاعیه، خبر، آیامیدانستید، اهنگ، دانلود، بزرگان، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای حسین تهی به نام چجوری میخوای؟

حسین تهی - چجوری میخوای

 

دانلود این اهنگ زیبا وجذاب





نوع مطلب : اطلاعیه، خبر، اهنگ، بزرگان، دانلود، وبگردی، خودم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 17 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

 

هفتم آبان برابر با ۲۹ اکتبر همزمان با روز ورود کوروش پادشاه هخامنشی به بابل و صدور منشور حقوق بشر کوروش که نخستین منشور حقوق بشر در جهان محسوب می شود به پیشنهاد سازمان بین المللی نجات پاسارگاد٬ به عنوان روز کورش نام‌گذاری شده است.

 

به گزارش فریادگر، این روز به مناسبت پایان تصرف امپراتوری بابل به دست سپاه هخامنشیان (۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد) و پایان دوران ستمگری در جهان باستان انتخاب شده ‌است. در این روز اعلامیه تاریخی کوروش در زمینه حقوق افراد و ملل انتشار یافته بود که نخستین سنگ بنای یک دولت جهانی با منافع مشترک به شمار می‌آید. نکات مطرح در اعلامیه حقوق بشر کوروش از بین بردن تبعیضات نژادی

 

هرچند که این روز تاکنون بطور رسمی در تقویم ایران ثبت نشده است اما توجه مردم به این روز در حال افزایش است؛ بطوریکه نه تنها در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، بلکه در پیامکهای ارسالی از سوی مردم به یکدیگر، توجه به این مساله تبلور یافته است. افزایش پیامکهای مرتبط با هفتم آبان روز کوروش که بسیاری از ایرانیان طی روزهای گذشته از یکدیگر دریافت کرده اند، نکته ای است که بیش از پیش باید به آن توجه و دلایل آن را ریشه یابی کرد. البته این پیامکها گاه به اشتباه، روز هفتم آبان یا روز ۲۹ اکتبر را روز تولد کوروش می دانند در حالیکه این روز، روز تولد کورش نیست، بلکه روزی است که در تقویم های جهانی کورش به بابل وارد می شود و منشور استثنایی خود را به عنوان یک فرمان صادر می کند.

 

سال گذشته در همایشی که در مورد منشور حقوق بشر کوروش در دانشگاه تهران برگزار شد جمعی از دانشجویان باستان شناسی در خواست کردند روز کوروش به طور رسمی در تقویم ایران ثبت شود. درخواست کنندگان، که تعدادی از بزرگترین اساتید باستان شناسی ایران نیز از آنها حمایت می کردند، از جمله دلایل طرح این موضوع را باقی ماندن نام نیک از کوروش در تاریخ به عنوان پادشاهی دادگستر که بر خلاف پادشاهان آن دوره، به یکتاپرستی اعتقاد داشت ذکر کردند. علامه طباطبایی در تفسیر بی بدیل المیزان، پس از بررسی نظریه ابوالکلام آزاد که اثبات می‌کند کوروش، پادشاه هخامنشی، همان ذوالقرنینِ ستوده شده در قرآن است، می‌نویسد: “هر چند بعضی از موارد گفته شده خالی از اعتراض نیست، لکن از هر گفتار دیگری انطباقش با آیات قرانی روشن‌تر و قابل قبول‌تر است”. آیت الله مکارم شیرازی هم می‌نویسد: “درست است که در این نظریه نیز نقطه‌های ابهامی وجود دارد، ولی فعلاً می‌توان

 

از آن به عنوان بهترین نظر درباره تطبیق ذوالقرنین بر رجال معروف تاریخی نام برد.” این نظرات در باب ذکر نام کوروش به عنوان دوالقرنین در قرآن، در کتاب “ایران پیش از اسلام” تالیف علی اکبر ولایتی که توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده نیز ذکر شده است. به گفته مفسر بزرگ قرآن کریم، علامه طباطبایی، آنچه نظریه ذوالقرنین بودن کوروش را تأیید می‌کند اوصاف اخلاقی است که در تاریخ برای کوروش نوشته‌اند. کوروش، هم طبق تاریخ و هم عهد عتیق و هم نظر مورخان قدیم، پادشاهی با مروت و جوانمرد و با سخاوت و کریم بوده است؛ چنان که از تاریخ زندگی او و برخوردش با یاغیان و جبارانی که با او می‌جنگیدند یا او با ایشان جنگیده است نیز مبین آن است؛ و با صفات یادشده از ذوالقرنین در قران کریم مطابقت دارد. ذوالقرنین از طرف خداوند دارای توانایی‌ها و امکانات فراوانی،‌مانند عقل و تدبیر و فضایل اخلاقی و ثروت و شوکت ظاهری، بوده است.

 

از دیگر ویژگی‌های ذوالقرنین سفرهای او در مسیرهای چندگانه است که شرح آن در آیات قرآنی آمده است. کوروش نیز به غرب و شرق و شمال سفر کرد که شرح آن در تاریخ زندگانی‌اش آمده است و با سفرهای سه‌گانه‌ای که در قرآن برای ذوالقرنین ذکر شده منطبق است. نخستین لشکرکشی کوروش به کشور همسایه غربی، لیدی، بود که در شمال آسیای صغیر قرار داشت. در قرآن آمده است که ذوالقرنین در سفر غربی‌اش احساس کرد خورشید در چشمه گل آلودی فرو می‌رود؛ مشابه همان صحنه‌ای که کوروش به هنگام فرورفتن قرص آفتاب (در نظر بیننده) در خلیجک‌های ساحل لیدی مشاهده کرده است. لشکرکشی دوم کوروش به جانب شرق بود. از تاریخ زندگی کوروش درمی‌یابیم که این لشکرکشی چندی پس از فتح لیدی روی داد و کوروش طی آن به آرام سازی طغیان بعضی از قبایل وحشی بیابانی مستقر در شرق کشور پرداخت. شاید

 

بتوان تعبیر قرآن طبق آیه زیر را در اشاره به سفرهای ذوالقرنین، با سفرهای جنگی کوروش به منتهای شرق برای مقابله با اقوام بیابان‌گرد و صحرانورد مطابقت داد که مشاهده کرد خورشید بر قومی طلوع می‌کند که در برابر تابش آن سایبانی ندارد. «حَتّی اِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلی قومٍ لَمْ نَجْعَلُ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً: تا گاهی که رسید به محل برآمدن خورشید یافتش برمی‌آید بر گروهی نگذرده‌ایم برای ایشان جز آن پوششی را» (کهف: ۹۰) موضوع دیگر در انطباق کوروش و ذوالقرنین تناسب نام ذوالقرنین با کوروش است. کهن‌ترین اشاره به موضوع ذوالقرنین را باید در کتاب دانیال نبی، از متون عهد عتیق یهود، جست‌وجو کرد. آن‌جا که در رؤیای وی، لوقرائیم در هیئت قوچ ظاهر می‌شود. لوقرانائیم به زبان عبری همان ذوالقرنین عربی است. این واژه در تورات فقط یک مرتبه آکده است و آن هم در سفر دانیال (کتاب دانیال) است. درباره نام ذوالقرنین و تناسب آن با کوروش گفته‌اند: ذوالقرنین را از آن جهت ذوالقرنین، صاحب دو قرن (شاخ)، می‌نامند که دارای تاج یا کلاه خودی با دو شاخم بوده است. جالب این‌که در نقش برجسته هخامنشی دشت مرغاب، کوروش با تاجی بر سر تصویر شده که دو شاخ همانند شاخ‌های قوچ بر آن دیده می‌شود.»

 

با عنایت به تمامی این تفسیرها که رنگ و بوی دینی دارد و توسط بزرگترین مفسران و مراجع شیعه نیز تایید شده است، می توان از استقبال روزافزون مردم نسبت به روز کوروش در جهت تقویت همبستگی ملی و خودباوری استفاده کرد. به همین دلیل می توان افزایش پیامکهای مردم به یکدیگر در مورد روز کوروش را تلاشی در جهت بارور ساختن روح اتحاد ملی در بین ایرانیان قلمداد کرد که در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری با تهدیدهای بین المللی مواجه هستند. نادیده انگاشتن این پتانسیل بزرگ برای تقویت همبستگی ملی بین مردم کشورمان، آن هم در شرایطی که نه تنها هیچ نکته منفی در مورد زندگی کوروش وجود ندارد بلکه بر اساس مستندات فوق، از نظر مذهبی نیز این نکات تایید شده است، محروم ساختن مردم از این پتانسیل ملی و تاریخی است.




نوع مطلب : کمی تفکر، پنداموز، اطلاعیه، عـــــــــــــــــجب، خبر، آیامیدانستید، بزرگان، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 15 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

 

Username:TRIAL-75583300
Password:82ukjunuba

Username:TRIAL-75583298
Password:3cupr3d7ae

Username:TRIAL-75583296
Password:tnusv74f8k

Username:TRIAL-75583295
Password:ffmmve4ah6

Username:TRIAL-75583294
Password:m2uv4crs8r

Username:TRIAL-75583291
PasswordRazzxenaxenr3

Username:TRIAL-75583329
Password:8tkpke56fx

Username:TRIAL-75583331
Password:ehkme8dufs

Username:TRIAL-75583337
Password:j73r4h3n2c

Username:TRIAL-75583340
Password:54asu5cjrm

Username:TRIAL-75583346
Password:7rpvhdxca6

Username:TRIAL-75583350
PasswordMadavu6tkx4a

Username:TRIAL-75583351
Password:6xvr2nvm55

Username:TRIAL-75583354
PasswordRazzs5ssb7jtd

Username:TRIAL-75583357
Password:ancumxhekn

Username:TRIAL-75583364
Password:7tjp58erek

Username:TRIAL-75583370
Password:nr82pa4rnk

Username:TRIAL-75583368
PasswordMadcsmrp4c8p





نوع مطلب : اطلاعیه، نود32، خبر، دانلود، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 15 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

 

این روز ها تب و تاب سریال ترکیه ای حریم سلطان بالا گرفته مجموعه ایران ویج سعی دارد با روشن گری درباره این سریال شما هموطنان را بیشتر از اتفاقات پس داستان مطلع کند .

اما قبل از شروع هر نقدی باید چند سخنی با رسانه ملی داشت و به آن تبریک گفت ! مگر ایران کم شخصیت تاثیر گذار تاریخی و ملی دارد که از آنها سریال ساخته نمی شود ! . چرا باید مخاطب ایرانی با مشاهده این شبکه ها چیزی را ببیند که نه در شان یک ایرانی است نه در شان یک خانواده .

نمیدانم میدانید یا خیر اما رسانه عزیز ما بیش از ۲۵۰۰۰ پرسنل دارد و در مجموعه با حساب کردن شبکه های استانی و برون مرزی در بهترین شرایط بیش از ۴۰ شبکه فعال داریم و به نظر بنده بهترین تجربه موفق در شبکه های برون مرزی پرس تی وی را میدانم که با گفتن حقایق در سطح جهانی حرفی برای گفتن دارد اما این رامقایسه کنید با یک شبکه ای به نام جم کلاسیک که شاید ۵۰ پرسنل هم نداشته باشد . باید کمی رو راست باشیم و با مقابله با هر مشکلی در صادقانه با موضوع برخورد کنیم بدون شک جم توانسته مخاطبان بسیاری جذب کند که این موضوع هزارررررر افسوس دارد .

تجربه ثابت کرده رسانه ما اگر خوراک مناسب برای مخاطبان میلیونی خود داشته باشد با استقبال خوب رو به رو میشود گواه این موضوع را میتوان برنامه ۹۰ دانستن که با گذشت بیش از ۱۰ سال از شروع روز به روز موفق تر و قوی تر می شود .

اما چرا رسانه ملی ما نباید با پخش سریال های مناسب و جوان پسند نیاز های هموطنهای ما را برطرف کند تا دیگر نیازی به دیدن سریال های ضد ایرانی در شبکه ضد ایرانی جم مشاهده کنیم .

تیم جوان ایران ویج اگر انتقادی از جایی میکند فقط از روی دلسوزی و عشق به بنیان خانواده ایرانی و کشور عزیزمان است امیدواریم رسانه ملی از این موضوع ناراحت نشود . البته تجربه به ما ثابت کرده که شرکت های معروف ایرانی جنبه انتقاد را ندارند که برای نمونه ایرانسل را میتوان نام برد که بعد از انتقادی که ایران ویج از او کرد مستقیما برخی خدمات خود را حذف و حتی تهدید به شکایت هم مجموعه جوان ایران ویج را کرد که واقعا جای تاسف دارد.!

به زودی ایران ویج نقدی جامع و کامل را در مورد تک تک سریال های ترکی ای که در شبکه جم پخش می شود در اختیار شما عزیزان قرار میدهد

 

 


سریال تاریخی «سده باشکوه» که در ایران با نام «حریم سلطان» شناخته می‌شود، همانگونه که از نامش برمی‌آید تلاش دارد تا روایتی ساختگی، اما پرشکوه از زندگی «سلطان سلیمان اول یا قانونی» به نمایش درآورد و با به تصویرکشیدن توطئه‌ها و دسیسه‌هایی که در حرمسرا و دربار این سلطان عثمانی رخ می‌دهد، مخاطب را تا پایان سریال همراه خود کند و از خلال آن، زیرکانه به تبلیغ —– دست زند.

تاریخ به روشنی گواهی می‌دهد که سلطان سلیمان عثمانی در کنار متجاوزان دیگر به این سرزمین، چون اسکندر، چنگیز، تیمور و … دستش به خون ایرانیان بسیاری آغشته است. سپاه او، علی‌رغم بی‌میلی شاه تهماسب صفوی به جنگ، سه بار بین سال‌های ۱۵۳۳ تا ۱۵۵۳ میلادی به ایران یورش آورد و ایرانیان بسیاری را در قفقاز، تبریز، اورمیه منطقه اذربایجان و کردستان و بغداد قتل عام کرد و در پی این کشتارها، وی خویش را رهبر جهان اسلام و جانشین خلفای عباسی خواند و در این راستا دولت کنونی ترکیه با در پیش گرفتن سیاست نوعثمانی‌گرایی بر آن است تا بسان سلطان سیلمان اول، مدعی رهبری جهان اسلام باشد و ساخت چنین سریال‌هایی نیز پیرو همین سیاست دولت کنونی ترکیه است.

شگفتا که شبکه‌ ماهواره‌ای «جم تی‌وی» با صرف هزینه بسیار برای خرید و دوبله این سریال، می‌خواهد این سریال را به خورد ایرانیان دهد و از منفوران تاریخ ایران، چهره‌ی دیگر سازد. این امر بسان این می‌ماند که فرانسویان سریالی در رثای هیتلر دوبله و برای ملتشان پخش کنند!

آموزش، اطلاع‌رسانی و ارتقای فرهنگ یک جامعه از مهم‌ترین کارکردهای یک رسانه است؛ اما شبکه‌هایی از این دست، گویا جز به پول بیشتر درآوردن به هر قیمت، به چیز دیگری نمی‌اندیشند.

گردانندگان این شبکه در پاسخ اعتراض ایرانیان بسیاری، به این نکته اشاره کرده‌اند که «مگر چنگیزخان به ایران حمله نکرد و کشورمان را ویران کرد؛ پس چرا سریال سربداران ساخته شد و همه مردم بیننده آن بودند و کسی اعتراض نکرد؟» همین پاسخ، عمق ناآگاهی و نادانی مدیران این شبکه را عیان می‌کند؛ چراکه سریال سربداران می‌خواست ایستادگی ایرانیان برابر یورش مغولان را به نمایش درآورد و این قیاس چنان مع الفارق است که حتی مرغ لای پلو را به خنده می‌اندازد؛ شاید هم، این‌ها چنگیزخان را با سربداران اشتباه گرفته‌اند! مدیران این شبکه همچنین افزوده‌اند: «مگر جنگجویان ایرانی در گذشته به اقصی نقاط دنبا حمله نکرده و کشورهای بسیاری را ویران کردند. حالا باید مردمان این کشورها با ما بد باشند که اجدادشان را ایرانیان کشتند؟» به راستی آدمی از این‌همه ناآگاهی تاریخی مدیران یک رسانه به شگفتی می‌آید. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که ایرانیان –جز چند مورد انگشت‌شمار- همواره پاسبان مرزهای خویش بوده‌اند و هرگز ملت مهاجمی نبوده‌اند؛ بلکه مدام در معرض یورش همسایگان خویش قرار داشته‌اند و جز دفاع کار دیگری نکرده‌اند.

در پایان شایسته یادآوری است در جهانی که زیست می‌کنیم، هر ملتی بر آن است تا از نداشته‌های خویش، داشته‌هایی بسازد؛ داشته‌هایی که بیشتر به مَثَلِ «کوهی که موش زایید» می‌ماند. شگفتا از ما ایرانیان، با وجود اینکه به گواهی تاریخ، کهن‌ترین ملت جهان به شمار می‌رویم و همواره نیاکان ما مشعل‌دار فرهنگ و فرهنگ‌مدار بوده‌اند، این‌چنین در شناساندن تاریخ و فرهنگ خود به جهانیان کوتاهی کرده‌ایم که دیگران یا تاریخ و فرهنگمان را به نام خویش مصادره کرده‌اند و سکه به نامِ نامی نداشته‌ی خویش زده‌اند یا اینکه از هیچ، همه‌چیز ساخته‌اند. البته شاید اگر نیک بنگریم، می‌بینیم «ز که نالیم که از ماست که برماست»! باشد که بیدار شویم .

سخنى با هموطنان؛

عزیزان ما شما را دعوت به تحریم این سریال یا سریالهایى از این دست نمیکنیم اما قصد آگاهى دادن به شما را داریم.
سالهاست دولت آنکارا با صرف هزینه هاى هنگفت از پان ترک ها به شدت حمایت و آنها را تجهیز مینماید.
ساخت و پخش سریالى با هزینه بالا در مورد فاتح تبریز آن هم با این همه دروغ و بزرگنمایى در مورد یک پادشاه خونخواه و ظالم درست در زمانى که بحث تجزیه ایران توسط سناتورهاى آمریکا نیز مطرح میشود چه دلیلى دارد؟

کمى با خود خلوت کنید … اجازه ندهید افکارتان را در اختیار بگیرند





نوع مطلب : کمی تفکر، پنداموز، اطلاعیه، عـــــــــــــــــجب، خبر، آیامیدانستید، بزرگان، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 8 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول نماید یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.

من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.
من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کای ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.

من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که کسی مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند

 

 

او (کورش) هیچگاه نظیر خود را در این جهان نداشته،او یک مسیح بود، مردی که تقدیر در باره اش مقرر داشته که باید برتر از دیگران باشد.

«گوبینو»میراث باستانی ایران ریچاردفرای رویه ۱۳۳


نبوکد نصر با افتخار و جبروت مى گوید:
«فرمان دادم که صد هزار چشم درآورند و صد هزار قلم پا را بشکنند، با دست خودم چشم فرمانده دشمن را درآوردم، هزاران پسر و دختر را زنده زنده در آتش سوزاندم، خانه را چنان کوفتم که دیگر بانگ زنده اى از آنجا برنخیزد.»

اما فرمان کوروش، فرمان نکوداشت انسانیت است و بال و پر گسترانیدن آن در آسمانى فراخ، نگاهى به مندرجات استوانه کوروش نشان مى دهد که پر بیراه نیست اگر کوروش را نخستین تدوین کننده منشور حقوق بشر انگاریم:

«من به هیچ کس اجازه ندادم که سرزمین سومر و اکد را دچار هراس کند. من نیازمندى هاى بابل و همه پرستشگاه هاى آنان را در نظر گرفتم و در بهبود وضعشان کوشیدم. من یوغ ناپسند مردم بابل را برداشتم، خانه هاى ویران آن ها را آباد کردم. من به بدبختى هاى آن ها پایان بخشیدم. مردوک خداى بزرگ از کردارم خوشنود شد. من همه ساکنان را گرد آوردم و خانه هایشان را به آنان باز پس دادم. من فرمان دادم که همه مردم در پرستش خداى خود آزاد باشند و بى دینان آنها را نیازارند. فرمان دادم که هیچ یک از خانه هاى مردم خراب نشود. فرمان دادم که هیچ کس اهالى شهر را از هستى ساقط نکند.»

 

 

 

از این سخنان میتوانید به عنوان پیامک به دوستانتان برای تبریک این روز استفاده کنید


دستانی که کمک می کنند پاکتر از دست هایی هستند که رو به اسمان دعا می کنند. ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

خداوندا دستهایم خالی است و دلم غرق در ارزوها-یا به قدرت بیکرانت دستانم را تواناگردان یا دلم را از ارزوهای دست نیافتنی خالی.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

انچه جذاب است سهولت نیست،دشواری هم نیست،بلکه دشواری رسیدن به سهولت است.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید،افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند،نه رفتار و عملکرد شما.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است،نگرانی از ان است که انسان را از بین می برد.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

اگر همان کاری را انجام دهید که انجام می دادید همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

افراد موفق کار های متفاوت انجام نمی دهند بلکه کار ها را بگونه ای متفاوت انجام میدهند.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

بیش از انکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از انکه تصمیم بگیری با چند نفر  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

کار بزرگ وجود ندارد به شرطی که ان را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

کارتان را اغاز کنید توانایی انجامش به دنبال می اید.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

انسان همان می شود که اغلب به ان فکر میکند.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

همواره به یاد داته باشید اخرین کلید باقی مانده شاید باز گشاینده قفل در باشد.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

تنها راهی که به شکست می انجامد تلاش نکردن است.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

دشوارترین قدم همان قدم اول است.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرد.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

افتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون اورده باشد.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد به خاطر این است که شما چیز زیادی از ان نخواسته اید.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

من یاور یقین و عدالتم من زندگی خواهم ساخت من خوشی های بسیار خواهم اورد من ملتم را سر بلند ساحت زمین خواهم کرد زیرا شادمانی او شادمانی من است.  ( کوروش بزرگ ) هفتم آبان روز پدر سرزمین ایرانیان کوروش بزرگ خجسته باد

ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان، که وی سرزمین‌های ایشان را تسخیر کرده بود، او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.
واژهٔ کوروش

نام کوروش در زبان‌های گوناگون باستانی به‌گونه‌های مختلف نگاشته شده‌است:

• پارسی باستان: Kūruš
• در کتیبه‌های عیلامی: Ku-rash
• درکتیبه‌های بابلی: Ku-ra-ash
• در زبان یونانی باستان: Κῦρος آمده‌است.
• در زبان عبری: کورِش Koresh
• در زبان لاتین: سیروس Cyrus؛ صورت لاتین نام کوروش به فارسی بازگشته و به عنوان نام در ایران استفاده می‌شود.

دورهٔ جوانیتبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می‌رسد که برای چند نسل بر انشان(شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حکومت کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینهٔ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها را نقش کرده‌است. بنیانگذار سلسلهٔ هخامنشی، شاه هخامنش انشان بوده که در حدود ۷۰۰ می‌زیسته‌است. پس از مرگ او، فرزندش چا ایش پیش به حکومت انشان رسید. حکومت چا ایش پیش نیز پس از مرگش توسط دو نفر از پسرانش کوروش اول شاه انشان و آریارامن شاه پارس دنبال شد. سپس، پسران هر کدام، به ترتیب کمبوجیه اول شاه انشان و آرشام شاه پارس، بعد از آن‌ها حکومت کردند. کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر ایشتوویگو )آژی دهاک یا آستیاگ) پادشاه ماد ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود.

تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون وکتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه می‌باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس و حسن پیرنیا، شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفته‌اند. بنا به نوشته هرودوت، آژی دهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد.

 آژی دهاک تعبیر خواب خویش را از مغ‌ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژی دهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا می‌ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژی دهاک دختر خود را به کمبوجیه اول شاه آنشان که خراجگزار ماد بود، به زناشویی داد.

ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید. پادشاه ماد، این بار هم از مغ‌ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. آستیاگ بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد. پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زادهٔ دخترش را به یکی از بستگانش بنام هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند.

 هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود، چون یکم کودک با او خوشایند است. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد، در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد. پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام مهرداد (میترادات) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد.

چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. مهرداد شهامت این کار را نداشت، ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت.

روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود، با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می‌کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازیهای خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. پس از پایان ماجرا، فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده‌است وی را تنبیه کنند.

 پدرش او را نزد آژی دهاک برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده‌است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: «تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگ‌ترین مقام کشوری است، چنین کنی؟» کوروش پاسخ داد: «در این باره حق با من است، زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد، من دستور تنبیه او را دادم، حال اگر شایسته مجازات می‌باشم، اختیار با توست.»

آژی دهاک از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد، مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می‌گذرد با سن این کودک برابری می‌کند. بنابراین آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس از چوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: «این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده‌است.» اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند.

چوپان ناچار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای آژی دهاک آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس آژی دهاک دستور به احضار هارپاگ داد و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید، موضوع را حدس زد و در برابر پرسش آژی دهاک که از او پرسید: «با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟» پاسخ داد: «پس از آن که طفل را به خانه بردم، تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم» و ماجرا را به طور کامل نقل نمود. آژی دهاک چون از ماجرا خبردار گردید خطاب به هارپاگ گفت: امشب به افتخار زنده بودن و پیدا کردن کوروش جشنی در دربار برپا خواهم کرد. پس تو نیز به خانه برو و خود را برای جشن آماده کن و پسرت را به اینجا بفرست تا با کوروش بازی کند. هارپاگ چنین کرد. از آنطرف آژی دهاک مغان را به حضور طلبید و در مورد کورش و خوابهایی که قبلاً دیده بود دوباره سوال کرد و نظر آنها را پرسید. مغان به وی گفتند که شاه نباید نگران باشد زیرا رویا به حقیقت پیوسته و کوروش در حین بازی شاه شده‌است پس دیگر جای نگرانی ندارد و قبلاً نیز اتفاق افتاده که رویاها به این صورت تعبیر گردند. شاه از این ماجرا خوشحال شد.

 شب هنگام هارپاگ خوشحال و بی خبر از همه جا به مهمانی آمد. شاه دستور داد تا از گوشتهایی که آماده کرده‌اند به هارپاگ بدهند ؛ سپس به هارپاگ گفت می‌خواهی بدانی که این گوشتهای لذیذ که خوردی چگونه تهیه شده‌اند.سپس دستور داد ظرفی را که حاوی سر و دست و پاهای بریده فرزند هارپاگ بود را به وی نشان دهند. هنگامی که ماموران شاه درپوش ظرف را برداشتند هارپاگ سر و دست و پاهای بریده فرزند خود را دید و گرچه به وحشت افتاده بود. خود را کنترول نمود و هیچ تغییری در صورت وی رخ نداد و خطاب به شاه گفت: هرچه شاه انجام دهد همان درست است و ما فرمانبرداریم.این نتیجه نافرمانی هارپاگ از دستور شاه در کشتن کوروش بود.

کوروش برای مدتی در دربار آژی دهاک ماند سپس به دستور وی عازم آنشان شد. پدر کوروش کمبوجیه اول و مادرش ماندانا از وی استقبال گرمی به عمل آوردند. کوروش در دربار کمبوجیه اول خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت. بعد از مرگ پدر وی شاه آنشان شد.

دورهٔ قدرت
بعد از آنکه کوروش شاه آنشان شد در اندیشه حمله به مادافتاد.دراین میان هارپاگ نقشی عمده بازی کرد.هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد ایشتوویگو(آژی دهاک)شورانید و موفق شد، کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد.با شکست کشور ماد به‌وسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود، پادشاهی ۳۵ سالهایشتوویگو پادشاه ماد به انتها رسید، اما به گفته هرودوت کوروش به ایشتوویگو آسیبی وارد نیاورد و او را نزد خود نگه داشت.

 کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود.کوروش پس از آنکه ماد و پارس را متحد کرد و خود را شاه ماد و پارس نامید، در حالیکه بابل به او خیانت کرده بود، خردمندانه از قارون، شاه لیدی خواست تا حکومت او را به رسمیت بشناسد و در عوض کوروش نیز سلطنت او را بر لیدی قبول نماید. اما قارون (کرزوس) در کمال کم خردی به جای قبول این پیشنهاد به فکر گسترش مرزهای کشور خود افتاد و به این خاطر با شتاب سپاهیانش را از رود هالسی (قزل‌ایرماق امروزی در کشور ترکیه) که مرز کشوری وی و ماد بود گذراند و کوروش هم با دیدن این حرکت خصمانه، از همدان به سوی لیدی حرکت کرد و دژسارد که آن را تسخیر ناپذیر می‌پنداشتند، با صعود تعدادی از سربازان ایرانی از دیواره‌های آن سقوط کرد و قارون (کروزوس)، شاه لیدی به اسارت ایرانیان درآمد و کوروش مرز کشور خود را به دریای روم و همسایگی یونانیان رسانید. نکته قابل توجه رفتار کوروش پس ازشکست قارون است. کوروش، شاه شکست خورده لیدی را نکشت و تحقیر ننمود، بلکه تا پایان عمر تحت حمایت کوروش زندگی کرد و مردمسارد علی رغم آن که حدود سه ماه لشکریان کوروش را در شرایط جنگی و در حالت محاصره شهر خود معطل کرده بودند، مشمول عفو شدند.

پس از لیدی کوروش نواحی شرقی را یکی پس از دیگری زیر فرمان خود در آورد و به ترتیب گرگان (هیرکانی)، پارت، هریو (هرات)، رخج، مرو، بلخ، زرنگیانا (سیستان) و سوگود (نواحی بین آمودریا و سیردریا) و ثتگوش (شمال غربی هند) را مطیع خود کرد. هدف اصلی کوروش از لشکرکشی به شرق، تأ مین امنیت و تحکیم موقعیت بود وگرنه در سمت شرق ایران آن روزگار، حکومتی که بتواند با کوروش به معارضه بپردازد وجود نداشت. کوروش با زیر فرمان آوردن نواحی شرق ایران، وسعت سرزمین‌های تحت تابعیت خود را دو برابر کرد.

 حال دیگر پادشاه بابِل از خیانت خود به کوروش و عهد شکنی در حق وی که در اوائل پیروزی او بر ماد انجام داده بود واقعاً پشیمان شده بود. البته ناگفته نماند که یکی از دلایل اصلی ترس «نبونید» پادشاه بابِل، همانا شهرت کوروش به داشتن سجایای اخلاقی و محبوبیت او در نزد مردم بابِل از یک سو و نیز پیش‌بینی‌های پیامبران بنی اسرائیل درباره آزادی قوم یهود به دست کوروش از سوی دیگر بود.

 

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
نقاشی بالا توسط Gustave Doré  نقاش فرانسوی (۱۸۸۳-۱۸۳۲) کشیده شده که یهودیان از کوروش درخواست کمک میکنند


آزادسازی یهودیان دربند و اجازهٔ بازگشت به و بازسازی اورشلیم توسط کوروش بزرگ
بابل بدون مدافعه در ۲۲ مهرماه سال ۵۳۹ ق.م سقوط کرد و فقط محله شاهی چند روز مقاومت ورزیدند، پادشاه محبوس گردید و کوروش طبق عادت، در کمال آزاد منشی با وی رفتار کرد و در سال بعد (۵۳۸ق.م) هنگامی که او در گذشت عزای ملی اعلام شد و خود کوروش در آن شرکت کرد. با فتح بابل مستعمرات آن یعنی سوریه، فلسطین و فنیقیه نیز سر تسلیم پیش نهادند و به حوزه حکومتی اضافه شدند. رفتار کوروش پس از فتح بابل جایگاه خاصی بین باستان‌شناسان و حتی حقوقدانان دارد. او یهودیان را آزاد کرد و ضمن مسترد داشتن کلیه اموالی که بخت النصر (نبوکد نصر) پادشاه مقتدر بابِل در فتح اورشلیم از هیکل سلیمان به غنیمت گرفته بود، کمک‌های بسیاری از نظر مالی و امکانات به آنان نمود تا بتوانند به اورشلیم بازگردند و دستور بازسازی هیکل سلیمان را صادر کرد و به همین خاطر در بین یهودیان به عنوان منجی معروف گشت که در تاریخ یهود و در تورات ثبت است علاوه بر این به همین دلیل دولت اسرائیل از کوروش قدردانی کرده و یادش را گرامی داشته‌است.

فرزندان
پس از مرگ کورش، فرزند ارشد او کمبوجیه به سلطنت رسید. وی، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه، دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد.{ولی بنا به کتاب سرزمین جاوید از باستانی پاریزی(کمبوجیه به دلیل بی احترامی فرعون به مردم ایران وکشتن ۱۵ ایرانی به مصر حمله کرد که بردیه که در طول جنگ در ایران به سر میبرد برای انکه با کمبوجیه که برادر دوقلوی او بود اشتباه نشود با پنهان کردن خود از مردم به وسیله نقابی از خیانت به برادرش امتناع کرد ولی گویمات مغ با کشتن بردیه و شایعه کشته شدن کمبوجیه و با پوشیدن نقاب بر مردم ایران تا مدت کوتاهی پادشاهی کرد.)} در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهتی بسیار به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند. کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده‌نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت. کورش بجز این دو پسر، دارای سه دختر به نام‌های آتوسا و آرتیستون و مروئه بود که آتوسا بعدها با داریوش اول ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد.

آتوسا دختر کوروش است. داریوش بزرگ با پارمیدا و آتوسا ازدواج کرد که داریوش بزرگ از آتوسا صاحب پسری بنام خشیارشا شد.

آخرین نبرد
کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم ایرانی‌تبار سکا که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند (و بنابرروایتی ملکه‌شان به نام تهم‌رییش، از ازدواج با کوروش امتناع ورزیده بودبه سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کورش باید از آن عبور می‌کردند. (کوروش در استوانه حقوق بشر می‌گوید: هر قومی که نخواهد من پادشاهشان باشم من مبادرت به جنگ با آنها نمیکنم.)این به معنی دمکراسی و حق انتخاب هست.

 پس نمی‌توان دلیل جنگ کوروش با سکا‌ها را نوعی دلیل شخصی بین ملکه و کوروش دید چون این مخالف دمکراسی کوروش هست. و اما جنگ با سکا به دلیل تعرض سکاها به ایران و غارت مال مردم بود.}. هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، تهم‌رییش ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد.

 استدالال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کورش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می‌افتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرد. در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی‌رسد. کورش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد.

 

www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
سر بریده کوروش کبیر. ملکه سکاها
این تابلویی است که در موزه ی هنرهای زیبای بوستون
(Boston Museum of Fine Arts)
 


 پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود. تهم‌رییش سر بریده کوروش را در ظرفی پر از خون قرار داد و چنین گفت: «تو که با عمری خونخواری سیر نشده‌ای حالا آنقدر خون بنوش تا سیراب شوی» پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند. طبق کتاب «کوروش در عهد عتیق و قرآن مجید» نوشته دکتر فریدون بدره‌ای و از انتشارات امیر کبیر کوروش در این جنگ کشته نشده و حتی پس از این نیز با سکاها جنگیده‌است. منابع تاریخی معتبر در کتاب یادشده معرفی شده‌است.کوروش پادشاه بزرگ و انسان دوست بود

ذوالقرنین
درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چندگانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده‌است.
کوروش سردودمان هخامنشی، داریوش بزرگ، خشایارشا، اسکندر مقدونی گزینه‌هایی هستند که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی درباره آنها بررسی‌هایی انجام شده، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیه‌های قرآن، تورات، و انجیل تنها کوروش بزرگ است که موجه‌ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می‌باشد. شماری از فقهای معاصر شیعه نیز کوروش را ذوالقرنین می‌دانند.
آیت الله طباطبایی، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله صانعی از معتقدان این نظر هستند.

 

 

وصیت نامه کوروش بزرگ

 

فرزندان من، دوستان من! من اکنون به پایان زندگی نزدیک گشته‌ام. من آن را با نشانه‌های آشکار دریافته‌ام. وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپندارید و کام من این است که این احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد، زیرا من به هنگام کودکی، جوانی و پیری بخت‌یار بوده‌ام. همیشه نیروی من افزون گشته است، آن چنان که هم امروز نیز احساس نمی‌کنم که از هنگام جوانی ناتوان‌ترم. من دوستان را به خاطر نیکویی‌های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خویش دیده‌ام.

زادگاه من بخش کوچکی از آسیا بود. من آنرا اکنون سربلند و بلندپایه باز می‌گذارم. اما از آنجا که از شکست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم. حتی در پیروزی های بزرگ خود ، پا از اعتدال بیرون ننهادم. در این هنگام که به سرای دیگر می‌گذرم، شما و میهنم را خوشبخت می‌بینم و از این رو می‌خواهم که آیندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چیزی است شبیه به خواب .

در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از قید و علایق آزاد می گردد به آتیه تسلط پیدا می کند و همیشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنین بود که من اندیشیدم به آنچه که گفتم عمل کنید و بدانید که من همیشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر این چنین نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسید که در بقای او هیچ تردیدی نیست و پیوسته شاهد و ناظر اعمال ماست. باید آشکارا جانشین خود را اعلام کنم تا پس از من پریشانی و نابسامانی روی ندهد.

من شما هر دو فرزندانم را یکسان دوست می‌دارم ولی فرزند بزرگترم که آزموده‌تر است کشور را سامان خواهد داد. فرزندانم! من شما را از کودکی چنان پرورده‌ام که پیران را آزرم دارید و کوشش کنید تا جوان‌تران از شما آزرم بدارند. تو کمبوجیه، مپندار که عصای زرین پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت.

دوستان یک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن‌تری هستند. همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند . هر کس باید برای خویشتن دوستان یک دل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیکوکاری به دست نتوان آورد. از کژی و ناروایی بترسید .اگر اعمال شما پاک و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید ، دیری نمی انجامد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت و خوار و ذلیل و زبون خواهید شد .

من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم . نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود. به نام خدا و نیاکان درگذشته‌ی ما، ای فرزندان اگر می خواهید مرا شاد کنید نسبت به یکدیگر آزرم بدارید. پیکر بی‌جان مرا هنگامی که دیگر در این گیتی نیستم در میان سیم و زر مگذارید و هر چه زودتر آن را به خاک باز دهید. چه بهتر از این که انسان به خاک که این‌همه چیزهای نغز و زیبا می‌پرورد آمیخته گردد. من همواره مردم را دوست داشته‌ام و اکنون نیز شادمان خواهم بود که با خاکی که به مردمان نعمت می‌بخشد آمیخته گردم.

هم‌اکنون درمی یابم که جان از پیکرم می‌گسلد اگر از میان شما کسی می‌خواهد دست مرا بگیرد یا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزدیک شود و هنگامی که روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم که پیکرم را کسی نبیند، حتی شما فرزندانم. پس از مرگ بدنم را مومیای نکنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید . زودتر آنرا در آغوش خاک پاک ایران قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاک ایران را تشکیل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینکه بدنش در خاکی مثل ایران دفن شود. از همه پارسیان و هم‌ پیمانان بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اینکه دیگر از هیچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گویند. به واپسین پند من گوش فرا دارید. اگر می‌خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید.





نوع مطلب : پنداموز، اطلاعیه، خبر، بزرگان، خودم، وبگردی، مناسبت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 7 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

فرقشان با باقی معابر این است که احتیاط راننده بالاتر است و دلشوره و دعاهایی که پشت سرش است بیشتر. معابر حادثه‌ساز در ایران کم نیستند. معابری که هر روز به خاک افتادن یک انسان را به خود می‌بیند.

به گزارش ایران ویج ، البته تلاش‌هایی شده است تا «معابر حادثه‌ساز» و تعداد تلفات آنها کمتر شود؛ با این وجود کم نیستند جاده‌هایی که افراد بسیاری را به کام مرگ یا گوشه بیمارستان می‌کشند.

این فهرست، ۱۰ جاده حادثه‌ساز ایران را معرفی خواهد کرد:

تهران ـ سمنان ـ مشهد: مسافت ۹۰۰ کیلومتر تهران مشهد از دو زاویه معبر حادثه‌سازی است. نخست این‌که تردد زیادی در آن صورت می‌گیرد. آمار ۲۵ میلیونی گردشگر در مشهد که حجم کثیر آن از طریق جاده به این شهر می‌رسند نشانگر حجم بالای تردد است. در عین حال، بیابانی و یکنواخت بودن مسیر هم باعث خستگی، کسلی و خواب‌آلودگی رانندگان می‌شود که خود عامل بخشی از سوانح است.

تهران ـ قم ـ اصفهان ـ شیراز: برای این‌که از تهران به شیراز بروید باید از شلوغ‌ترین معبر ایران یعنی اتوبان قم ـ تهران بگذرید. در عین حال اتوبان قم ـ اصفهان هم به دلیل سرعت بالای اتومبیل‌های عبوری، یکی از معابر حادثه‌ساز در مسیر شیراز است. در عین حال باید از اتوبان شدن این مسیر به عنوان یکی از علل کاهش تصادفات جاده‌ای در آن یاد کرد.

تهران ـ خوزستان: اگر بخواهید از تهران به سمت خوزستان بروید؛ گردنه‌های استان چهارمحال و بختیاری (محل کشته‌شدن دانش‌آموزان بروجنی) یکی از مهم‌ترین تهدیدات برای شماست. برخی از افراد به همین خاطر ترجیح می‌دهند که از سمت شیراز به اهواز و آبادان برسند که البته در نوع خود کم‌خطر‌تر نیست.

جاده چالوس: عرض کم، تردد بسیار بالا بخصوص در ایام تعطیل، قدیمی بودن مسیر، کوهستانی بودن آن و خطر ریزش سنگ و بهمن جاده چالوس را به یکی از ترسناک‌ترین جاده‌های کشور تبدیل کرده است. البته سه‌محور شمالی دیگر یعنی اتوبان رشت، محور فیروزکوه و جاده هراز هم در نوع خود خطرناک هستند، اما ترس از جاده چالوس، خصوصیت خود را دارد.

سیرجان ـ بندرعباس: ۳۰۰ کیلومتر جاده که یکی از مهم‌ترین بنادر کشور را به قلب کشور وصل می‌کند. حادثه‌خیز بودن این محور به دلیل عرض کم آن است. ضمن آن‌که باید حضور کامیون‌ها و تریلرهای بزرگ و ترانزیتی را هم دلیل دیگری برای حادثه خیز بودن این محور دانست و البته از تردد بسیار بالای این مسیر هم نباید غافل بود.

جاده وهن‌آباد: وهن‌آباد نام شهری است در حوالی رباط کریم در استان تهران. محور مواصلاتی این جاده به اتوبان قم که تردد بسیار بالایی دارد، یکی از معابر پرخطر این روزهای ایران است. عرض کم و تعریض نیمه‌کاره و همچنین دید کم در شب به دلیل عدم نور کافی از دلایل حادثه خیز بودن محور وهن‌آباد است.

اتوبان پردیس: اتوبان پردیس تهران که در سال ۱۳۸۹ به طور رسمی افتتاح شد یکی از معابر حادثه‌ساز در کشور است. قبل از افتتاح رسمی این پروژه، عدم وجود معابر و برخی اشکالات فنی باعث شده بود این اتوبان، حتی برای مدتی بسته شود. با این حال، این روزها هم خبرهایی از تصادف‌های این معبر به گوش می‌رسد.

بندرعباس ـ لار: تصور کنید که در جاده‌ای ۳۰۰ کیلومتری بدون هیچ‌گونه تعمیرگاه یا آبادی و حتی پمپ بنزین حرکت می‌کنید. جاده‌ای که در برخی نقاط آن علائم خط‌کشی شده وجود ندارد و تیرهای برق چوبی هم در کناره جاده وجود دارد. همه اینها معبر بندرعباس به لار را به یکی از معابر خطرناک در شب تبدیل کرده است.

قم ـ گرمسار: سال گذشته بود که برای دسترسی بهتر ساکنان نقاط مرکزی و جنوبی به معبر منتهی به مشهد، معبر قم به گرمسار افتتاح شد. با این وجود میزان تلفات این معبر به حدی بود که فرمانده انتظامی قم از این میزان ابراز نگرانی کرد. استانداردنبودن جاده و نبود پاسگاه‌های پلیس به عنوان مهم‌ترین انتقادات به این معبر عنوان شده است.

گردنه اسدآباد همدان: گردنه اسدآباد همدان بین دو شهر همدان و کرمانشاه قرار گرفته است و ارتفاع آن به حدود ۲۰۰۰ متر می‌رسد.

در اغلب اوقات شرایط نامناسب جوی و نیز کوهستانی بودن این مسیر باعث به وجود آمدن حوادث خونین و مرگباری شده است.





نوع مطلب : ایرانگردی، اطلاعیه، خبر، آیامیدانستید، جالب، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 6 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

سقف آرزوهای ما
کف آرزوهای دیگری است
دنیا به طور ناجوانمردانه ای آپارتمان است !
.
.
.
راستی
اگه ۲۰۱۲ دنیا تموم میشه پس چرا pes 2013 اومده ؟
.
.
.
بدترین شکست عشقی عمرمو کلاس سوم دبستان خوردم
وقتی که فهمیدم جایزه هارو مامانم میخریده میداده به معلما!
.
.
.
یه سری لذت‌ها هم مختص ایرانه
مثلا یه پول پاره‌پوره رو یجوری به یه راننده‌ای ، بقالی بدی ازش خلاص شی.
آدم احساس پیروزی می‌کنه !
.
.
.
بلند باش
لاغر باش ،
کوتاه باش !
چاق باش .
کچل باش ؛
بی سواد باش !
پرفسور باش ،
اما تو رو خدا بی شعور نباش �.
شعور داشته باش !
شعور محبت دیدن �
شعور محبت کردن � !!!
.
.
.
یکی از سخت ترین بازه های زندگی :
اینه که تصادفاً با یه آشنا بشینی تو تاکسی!!
هی منتظر می مونی ببینی که اون کرایه ی تورو هم حساب میکنه
یا خودت باید دست به جیب شی !
.
.
.
داییم از سر کار اومده جورابشو در آورده بو کرده
میگه :نه خیلی بوش تند نیست ،
فردا هم میپوشمشو هیچی دیگه گذاش تو کمدش!
اصلا پاکیزگی درحد دونگ هی!!
.
.
.
اعتماد کردن به بعضیا تو این دنیا مثل فتح کردن قله اوِرِست با دمپایی ابری میمونه !
.
.
.
العان از یه سوئدی بپرسی تورم یعنی چی؟
مثله گاو نگات میکنه. سطح اطلاعاتتون رو دست کم نگیرین بابا !

.
.
.
طرف قد 2 متر و نیم، وزن 140، بازوش دور کمر من، فاقد هرگونه چربی تو تلویزیون اومده می گه توصیه من به جوونا اینه که از مکمل ها استفاده نکنند
خودِ لامصبت آخه با نون و پنیر اینجوری شدی؟
.
.
.
از مارمولک له شده زشت تر، پسربچه تو سن بلوغه. اصلا مثل کوبیسم می مونه، هیچیش به هیچیش نمیاد
.
.
.
دیشب که خوب می خوردین این چی چیه آوردین؟
(گروه بانوان در مراسم پاتختی در هنگام باز کردن کادو)
.
.
.
زندگی همیشه در جریانه ولی ما رو در جریان نمی ذاره!
.
.
.
جای خالیش را نه کتاب پر می کند، نه قهوه، نه حتی سیگار، من دلم آی فون 5 می خواهد.
.
.
.
یه سوال ذهن منو مشغول کرده
چرا شلوار سفید می پوشی خاکی میشه رنگش سیاهه؟
ولی وقتی شلوار مشکی می پوشی خاکی میشه رنگش سفیده؟
.
.
.
یکی می ره به شیرینی فروشه می گه این شیرینی کشمشیا چرا توش کشمش نیست؟
یارو میگه شما شیرینی ناپلئونی می خرین لای هر کدومش ناپلئونه؟
.
.
.
کاش یکی بود که توی کوچه ها داد می زد:
خاطره خشکیه، خاطره خشکیه
اونوقت همه خاطراتتو،همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن می ریختم تو کیسه و می دادم بهش و می رفت ردِ کارش
.
.
.
اونقدری که من بالش زیر سرمو تا صبح می چرخونم، اگه به جاش توربین بود می تونستم برق کل روستاها رو تامین کنم!
.
.
.
یکی از بزرگترین لذت های دوران کودکیم این بود که دستمو تا آرنج بکنم تو کیسه برنج! آی حال می داد.
.
.
.
اینایی که با یه جمله مسیر زندگیشون عوض میشه، فرمون زندگیشون هیدرولیکه فک کنم
.
.
.
�شام چی درست کنم؟�
اولین جمله مامانم در حین جمع کردن سفره ناهار
.
.
.
بابابزرگم لپ تاپم رو دیده می گه چندتا قُوّه می خوره؟!
.
.
.
همه نیمه گمشده و مکمل شونو پیدا کردن ،ما هنوزمتمم مون روهم ندیدیم!
به 30 درجه هم راضی شدیم دیگه! نبود؟ یه 10 درجه ... !؟
.
.
.
پسورد وایرلسمو دو روزه عوض کردم کلا محبوبیتمو تو همسایه ها از دست دادم! یکی یکی سرد و سردتر می شن. نگرانم دسته جمعی یه حرکتی بزنن.
امروز یکیشون بلند به اون یکی می گفت نامرد نذاشت فیلممو کامل دانلود کنم!
.
.
.
تو صف نون بودم دیدم دوتا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث می کردن.
اولی: برو بابا! دومی: به من نگو بابا به من بگو عمو، وقتی می گی بابا من نسبت بهت احساس مسئولیت پیدا می کنم!
.
.
.
فکر کنم دارم بابا می شم ... الان چند شبه بیدار می شم کولرو خاموش می کنم!
.
.
.
هر وقت احساس کردی خیلی بالایی چند تا نارگیل واسه من و بچه ها بنداز پایین!
.
.
.
یه زمانی وقتی به رفیقت فحش ناموس می دادی حکم مرگتو امضا می کردی، الان میزان صمیمیت و رفاقتتو نشون می دی.
.
.
.
ضربه روحی که یخچال خالی به من وارد می کنه، عشق دوران جوونیم نتونست وارد کنه.
.
.
.
تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد مرغ است.
.
.
.
یک بنده خدایی می گفت: حالا درسته ما قصد ازدواج نداریم ولی خب آخه یه خواستگار نباید بیاد برامون؟
.
.
.
یه بار یه دویستی دادم به گدائه، گدائه گفت: خدای نکره یه وقت لازمت نشه؟!
.
.
.
یارو دو دقیقه پیش زنگ زده خونه به جای اینکه من بگم شما، اون میگه شما؟ منم گفتم ببخشید اشتباه برداشتم!
.
.
.


یه روز رفتم شلوار بخرم فروشنده یه شلوار آورد خوب نبود. گفتم این خیلی خزه، مگه اسکلم اینو بپوشم؟
فروشنده از پشت پیشخون اومد اینور دیدم همون شلوار پای خودشه!
.
.
.
بزرگترین مقامی که تا امروز بهش رسیدم وقتی بود که دبستان می رفتم و مامور آبخوری شدم.
.
.
.
آیا می دونین اولین کسی که عبارت �مردا همه مثل همن� رو به کار برد، یه زن چینی بود که شوهرشو تو بازار گم کرده بود؟
.
.
.
اگه قراره با دمپایی ابریِ خیس تو دهنِ کسی زده بشه، اون کسی نباید باشه جز پسری که با صدای بچگونه حرف می زنه!
.
.
.
پسرخالم کلاس دوم تو امتحانشون یه سوال داشتن که گفته بود: آیا می دانید رود هیرمند به کدام دریا می ریزد؟ اینم نوشته بود: بله می دانم!
معلم خوشش اومده بود نمره کامل داده بود.
.
.
.
به کافه چی گفتم همان همیشگی ...
گفت زر نزن، مثل آدم بگو چی می خوری!
.
.
.
پسرا هجده ماه میرن خدمت، اندازه 18 سال خاطره تعریف می کنن! لامصبا همشونم قهرمان پادگان بودن.
.
.
.
خیلی پیش اومد خودمو به سرماخوردگی زدم که مدرسه نرم ... اما من هنوز موندم اون دکتری که منو معاینه می کرد و می گفت: مریضی و چند جور قرص و دوا می نوشت تا خوب بشم، مدرکشو از کجا گرفته بود!
.
.
.
آخه من نمی دونم این W چیه تو لغات این دهه هفتادیا و هشتادیا ... می نویسن �ba W she, a Wre, ba Wba کی مدرسه ها باز میشه راحت شیم
.
.
.
معلوم نیست این درس عبرت چند واحده، لامصب تموم نمیشه
.
.
.
از کلید محترم �پ� در کیبورد می خواهیم یه جارو مشخص کنه واسه خودش و همیشه همونجا بتمرگه که تو هر کامپیوتری جاش عوض نشه
.
.
.
ولی خداییش بیاییم ظاهربین نباشیم. بعضیا ممکنه در ظاهر بی شعور به نظر بیان اما وقتی باشون می گردیم و بیشتر می شناسیمشون می بینیم که باطنن هم بی شعورن!
.
.
.
وقتی پشت آیفون می پرسیه �کیه؟� 95 درصد مردم میگن �باز کن�، 5 درصد باقیمونده هم میگن �منم�
.
.
.
یکی از اشتباهاتمون اینه که گاهی کسایی رو تو زندگیمون راه می دیم که تو طویله راهشون نمی دن
.
.
.
خیلی دوست دارم یکی از استادام رو در حال خنده تو خیابو ببینم، برم پیشش بگم �چیز خنده داری هست بگو ما هم بخندیم!�
.
.
.
خوش به سعادت این نسل جدید که کلی سرگرمی دارن. والا سرگرمی نسل ما یه چرخ گوشت بود که دستمون رو می کردیم توش دستمون تا زانو قطع می شد! بعدش کانال پنج برنامه در شهر نشونمون می داد کلی حال می کردیم
.
.
.
آی فون 5 هم اومد و تو نیومدی، خاک بر سرت
.
.
.
تو خیابون یه تصادف شده بود. همه جمع شده بودن. منم برای اینکه صحنه رو از نزدیک ببینم از اون ور داد زدم گفتم �برید کنار، برید کنار من پدرشم� وقتی که رسیدم دیدم اونی که تو خیابون افتاده الاغه!
.
.
.
سال ها گذشت و گذشت و گذشت و ساندیس ها کماکان تولید شدند و تولیدکنندگان نوشتند از �اینجا� باز کنید و مردم همچنان از �آنجا� باز کردند!
.
.
.
اینایی که از پاییز بد میگن، بعدازظهرای پاییزی نرفتن تو حیاط خلوت بشینن، یه استکان نسکافه بخورن که بفهمن پاییز یعنی چی
.
.
.
طرف شش ماهه دماغشو عمل کرده هنوز چسب میزنه! اینا همونان که برچسب تلویزیون و مایکروفر و پلاستیک صندلی ماشیناشون رو نمی کنن
.
.
.
ترسناکترین لحظه دنیا لحظه ای که سوار یه تاکسی خالی می شید و راننده دیگه مسافری سوار نمی کنه. حتی مسافرایی که هم مسیر شما هستن!
.
.
.
ته دیگ طلایی رنگ خوشمزه هم نشدیم دو نفر سرمون دعوا کنند. شلغم نشدیم یکی کوفتمون کنه خوب شه. ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه. بچه مردم هم نشدیم ملت ما رو الگوی بچه هاشون قرار بدن. قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم
.
.
.
هیچ لذتی بالاتر از این نیست که یه تیکه از سرعتگیر کنده شده باشه و آدم بتونه دوتا چرخ ماشینشو از اونجا رد کنه
.
غیرممکنه توی مدرسه های اینجا درس خونده باشی و این جمله رو نشنیده باشی: �ببینید همه تون صفر بشین، یه دوزاری از حقوق من کم نمی کنن، همه تون 20 هم بشید یه دوزاری به حقوق من اضافه نمی کنن!�
.
.
.
یه همسایه پیری داریم، کلیپ کامران و هومن و دیده میگه چقدر این زن و شوهر بهم میان!
.
.
.
اگر زن ها دنیا رو می گردوندن هیچ جنگی وجود نداشت فقط چندتا کشور با هم قهر بودن و حرف نمی زدن!
.
.
.
حساب کنید قیافه دخترای دوران حافظ و سعدی چه جوری بوده که خال کنج لب یار آپشن محسوب می شده!





نوع مطلب : اطلاعیه، عـــــــــــــــــجب، آیامیدانستید، جالب، خنده دار، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 3 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

 

آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی)
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما (آفتابی) جنوبی (لاتین، یونانی)
آفریقای مرکزی: سرزمین بدون سرما (آفتابی) مرکزی (لاتین،یونانی)

آلبانی: سرزمین کوهنشینان

آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی – ژرمنی)
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود   
اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/دری)
اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
استرالیا: سرزمین جنوبی (از لاتین)
استونی: راه شرقی (ژرمنی)
اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)
اسکاتلند:سرزمین اسکات‌ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین).
افغانستان: سرزمین قوم افغان (فارسی)
اکوادور: خط استوا (اسپانیایی)
الجزایر: جزیره‌ها(عربی)  
السالوادور: رهایی بخش مقدس (اسپانیایی)
امارات متحده عربی: شاهزاده نشین‌های یکپارچه عربی (عربی)
اندونزی: مجمع الجزایر هند(فرانسوی)
انگلیس: سرزمین پیر استعمار (ژرمنی)
اوروگوئه: شرقی 
اوکراین: منطقه مرزی (اسلاوی)
ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایتالیا: شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی)
ایران: سرزمین آریایی‌ها٬ برگرفته از واژهٔ «آریا» به معنی نجیب و شریف
ایرلند: سرزمین قوم ایر(انگلیسی)
ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)؛

باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی)
بحرین: دو دریا (عربی)
برزیل: چوب قرمز

بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان (لاتین)
بلژیک: سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه می‌داده
بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه‌ای بومی به معنای آب گل آلود
بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)
بوتان: تبتی تبار

بوتسوانا: سرزمین قوم تسوانا
بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار (از زبان‌های موره –دیولا)
بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین

پاراگوئه: این سوی رودخانه
پاکستان: سرزمین پاکان (فارسی /دری)
پاناما:جای پر از ماهی (زبان کوئِوا)
پرتغال: بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین)
پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)

تاجیکستان: سرزمین تاجیک‌ها (فارسی /دری)
تانزانیا: این نام از هم امیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است
تایلند: سرزمین قوم تای
ترکمنستان: سرزمین ترک + ایمان=ترکیمان=ترکمان= ترکمن (سرزمین تورک هایی که مسلمان شده اند)، مربوط به سده های آغازین اسلام
ترکیه: سرزمین قوی‌ها (ترکی با پسوند عربی)
جامائیکا: سرزمین بهاران
جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می‌گفتند(زبان آفار)
چاد: دریاچه ( زبان بورنو)
چین: سرزمین مرکزی (چینی)
دانمارک: مرز قوم "دان”؛

دومینیکن: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)
روسیه: کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی”راؤش”)
روسیه سفید (بلاروس): درخشنده (روس) سفید (روسی)  
رومانی: سرزمین رومی‌ها
زلاند نو: زلاند جدید (زلاند نام یکی از استان‌های هلند به معنای دریاست)؛
ژاپن: سرزمین خورشید تابان (ژاپنی)

ساحل عاج: ساحل عاج
سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت)
جزایر سلیمان: از نام حضرت سلیمان
سوئد: سرزمین قوم "سوی”
سوازیلند: سرزمین قوم سوازی
سوئیس: سرزمین مرداب
سودان: سیاهان (عربی)
سوریه: سرزمین آشور (سامی)
سیرالئون: کوه شیر

شیلی: پایان خشکی- برف (از زبان بومی آنجا)
صحرا: بیابان (عربی)
صربستان: سرزمین قوم صرب

(یوگسلاوی: (سرزمین اسلاو های جنوب
عراق: شاید از ایراک به معنای ایران کوچک (فارسی)
عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است، سعود یعنی خوشبخت
فرانسه: سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی)
فلسطین: یکی از اسامی قدیم رود اردن
فنلاند: سرزمین قوم "فن”

فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله (قرقیزی)
قزاقستان: سرزمین کوچگران (قزاقی)
قطر: شاید به معنای بارانی (عربی)
کاستاریکا: ساحل غنی (اسپانیایی)
کانادا: دهکده (زبان سرخپوستی”ایروکوئی”)
کلمبیا:سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)
کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)
کویت: دژ کوچک (هندی-عربی)

گرجستان:سرزمین کشاورزان (یونانی)
لبنان:سفید (عبری)
لهستان: سرزمین قوم "له”
لیبریا: سرزمین آزادی
مجارستان: سرزمین قوم مجار (مجاری)
مراکش: مغرب؛ مصر: شهر – آبادی؛
مقدونیه: سرزمین کوه نشین‌ها، بلندنشین‌ها (یونانی)
مکزیک: اسپانیای جدید (اسپانیایی)
موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین) 
میکرونزی: مجمع الجزایر کوچک (فراسوی)

نروژ: راه شمال
نیجر: سیاه (لاتین)
نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین) 
نیکاراگوئه دریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) – آگوئه (اسپانیایی)

واتیکان: گرفته شده از نام تپه‌ای به نام واتیکان (اتروسکی)
ونزوئلا: ونیز کوچک
ویتنام: اقوام "ویت” جنوبی (ویتنامی)
ولز: بیگانگان (ژرمنی)
هلند: سرزمین چوب (آلمانی)
هند: پر آب (فارسی باستان)
هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)
یمن: خوشبخت
یونان: سرزمین قوم "یون”





نوع مطلب : اطلاعیه، عـــــــــــــــــجب، خبر، آیامیدانستید، جالب، بزرگان، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 3 آبان 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات