تبلیغات
دای جون - مطالب بزرگان
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : الکساندر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دای جون
ازهیچ کس نترس به جزیک نفر،اون یک نفر خداست!!




.

90088289376683648338 [www.iranvij.ir]

 

دبستان: روزهای خوش نوجوانی، مشق شب، فحش بابا، فلک معلم، شلنگ ناظم، خوشی در مراسم ختم.
 
 کشمش: انگوری که خود را ساعت ها زیر آفتاب برنزه کرده است.
 
 هالک شگفت انگیز: بر و بچه های بدنساز، پس از پایان تمرین، چنین تصوری از هیکل خود دارند.
 
 گیاهخواری: طریقه ای از زندگی که قدیما، شکارچیان دست و پا چلفتی اختراع کرده بودند.
 
 بزرگسال: فردی که از سن رشد طولی گذشته و مشغول رشد عرضی است.
 
 دانشگاه: یک دوره چهارساله که … چیز بیشتری یادم نمی آید.
 
 مغز: ارگانی از بدن که ما فکر می کنیم که فکر می کند.
 
 خلاق: آدمی که حداقل بیست دلیل برای انتخاب روش ابلهانه خود دارد.
 
 منوآل (هلپ): قسمتی از رایانه که به شما در یافتن سوال های بیشتر کمک می کند.
 
 بکاپ: کاری که همیشه وقتی یادتان می افتد انجام دهید که اطلاعاتتان به گاف رفته است.
 
 جلسه دفاع پایان نامه: هنر انتقال اطلاعات دانشجو از طریق پاورپوینت و توجه اساتید داور و راهنما، بدون عبور از ذهن هر دو.
 
 شخصیت: آن چیزی است که اگر شما آن را از دست بدهید، همه اطراف شما را خالی خواهند کرد. (می تواند پول، قیافه و یا شهرت باشد.)
 
 رزومه: جمع آوری هرگونه اطلاعات غلط درباره خود به منظور دستیابی به یک شغل پردرآمدتر
 
 کار: وقفه ای مشمئز کننده بین خواب و خواب
 
 عشق: یکی از خفن ترین بیماری های بشر که تنها راه از بین رفتنش، ازدواج است.
 
 طراز: عبارتی که روزی قرار است به کسی بگویید و پشیمان شوید.
 
 جالبه: کلمه ای که در چت های محترمانه، به منظور پایان مکالمه طرف مقابل استفاده می شود.
 
 قابل اجتناب: دقیقا به کاری می گویند که یک گاوباز انجام می دهد.
 
 ازدواج: وقتی که دو نفر تبدیل به یک نفر می شوند، اما مشکل اینجاست که دقیقا کدام یک؟
 
 شاهد: فردی که ابتدا قسم می خورد که حقیقت را، تمام حقیقت را، و نه چیزی جز حقیقت را بگوید و سپس شروع به تعریف داستانی می کند که وکیل از او خواسته است.
 
 خانه داری: مجموعه کارهایی که درون خانه صورت می گیرد، شامل خوابیدن تا لنگ ظهر و تماشای تلویزیون
 
 لباسشویی: یکی از لوازم خانگی که مخصوص خوردن جوراب است.
 
 فهرست خرید: لیستی که تهیه اش ساعت ها طول می کشد اما در فروشگاه به یاد می آورید که جا گذاشته اید.
 
 مالیات: می گویند باید با لبخند پرداخت کرد، اما من امتحان کردم، نقد می خواستند.
 
 فردا: یک تکنولوژی ساده برای رهایی از کارهای امروز.
 
 طلاق: مرحله ای مابین ازدواج و مرگ
 
 تجربه: نامی که آدم ها روی اشتباهات خود می گذارند.
 
 پیری: وقتی آره یعنی نه، شاید یعنی حتما، جالبه یعنی خاطره و نوه آویزان از یخچال می شود.
 
 روماتیسم: عشقولانه ترین بیماری کشف شده تاکنون
 
 بیماری خوشخیم: یک بیماری که قرار نیست به این زودی ها از دستش خلاص بشوید.
 
 پارادوکس: نسخه دو پزشک برای یک بیمار، نشانگر آن است.
 
 پزشک: آدمی که با قرص هایش درد را از شما گرفته و با صورت حسابش، مرگ را به شما هدیه می دهد.
 
 کمک های خارجی: انتقال پول از مردم فقیر در کشورهای ثروتمند به افراد ثروتمند در کشورهای فقیر.
 
 آنتیک: وسیله ای که اجداد شما خریده اند و پدر و مادر شما خود را از شر آنها خلاص کرده اند و حالا شما دوباره برای خرید آن، پول گزافی پیاده می شوید.
 
 مرگ: درمان دردها به طور ناگهانی و با کمترین مخارج
 
 قبر: مکانی برای استراحت متوفی تا وقتی که سر و کله یک باستان شناس پیدا شود.
 
 و غیره: علامتی که این مفهوم را می رساند؛ شما بیش از چیزی که واقعا می فهمید، می فهمید.
 
 سیاست: هنر تقسیم کیک تولد، به گونه ای که هر کس احساس کند بزرگ ترین قطعه را صاحب شده است.
 
 لوازم آرایشی: ابزاری که زن زیبا را زشت و زن زشت را زشت تر نشان می دهد.
 
 صداقت: حالتی که شما پس از نوشیدن هفده دلستر لیمویی پشت سر هم دچارش می شوید.
 




نوع مطلب : اطلاعیه، عـــــــــــــــــجب، خبر، آیامیدانستید، جالب، خنده دار، بزرگان، خودم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 14 اسفند 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()
 

رالی داکار(Rallye Dakar)، جنگ انسان و صحرا؛ معتبرترین و بزرگ‌ترین رالی رقابت‌های جهانی ورزش اتومبیل‌رانی و موتورسواری حرفه‌ای است. این مسابقات هر ساله در اولین روز سال جدید میلادی شروع و تا ۲ هفته به طول می انجامد. کلاس های اصلی این مسابقات در ۳ کلاس خودروهای سواری، موتورسیکلت و کامیون برگزار میشود.

رقابت سخت و طاقت فرسا، جالب و پر هیجان و صدالبته پرخطر رالی داکار هر سال با بروز حوادث متعدد جان شرکت کنندگان را نیز تهدید می کند. گرمازدگی، خونریزی داخلی ناشی از تکان های شدید در حین رانندگی طولانی مدت، پائین آمدن شدید آب بدن رانندگان و همینطور موانع طبیعی که در هر صحرای خالی از سکنه و بکری می تواند سلامت انسان را به خطر بیندازد. وجود حیوانات درنده و موجودات سمی مثل مارها و حشرات و همچنین عوارض ناشناخته زمین همچون تپه ها و دره ها یا چاله های پیش بینی نشده در مسیر رالی داکار یکی از بزرگترین میدانهای رقابت انسان و طبیعت را رقم می زند.

در کنار اینها زندگی با ابتدایی ترین امکانات، خوابیدن در کاروانسراهای قدیمی و یا چادرها، سپری کردن شبهای سرد در صحرا و مقابله با توفانهای شن از خصوصیات رالی داکار است. اما میل به ماجراجویی، رویارویی با طبیعت خشن و اثبات توانایی های ذاتی انسان برای عبور از هر سدی، از جمله خصوصیات مشترک تمامی شرکت کنندگان در رالی داکار است. خطرها بیش از همه موتورسواران را تهدید می کند که معمولا به رغم استفاده از لباسهای مخصوص و ایمن با سانحه روبرو میشوند.

در هر صورت رالی داکار ۲۰۱۳ یا سی چهارمین رالی داکار که از ۵ ژانویه امسال از پایتخت پرو آغاز شده به آخرین روزهای خود نزدیک می‌شود و این درحالیست که مرحله هفتم از این مسابقات با ورود به کشور آرژانتین پایان یافت. در رالی امسال که در مجموع ۴۴۹ نفر از ۵۳ ملیت رانندگان خودرو، کامیون و موتورسواران شرکت کرده اند و نزدیک به ۸۴۰۰ کیلومتر مسیر را می پیمایند، نهایتا در سانتیاگو شیلی، تکلیف قهرمان مشخص شود.

مسابقات امسال تا حالا جان 3 شرکت کننده را گرفته با این حال این اتفاقات نتوانسته جلوی این مسابقات را بگیرد .مجموعه تصاویری که در زیر تقدیم شما دوستان می شود، بهترین صحنه هایی است که از این مسابقات شکار شده است.

 
 
 
 











 
 
 
 











 
 
 
 











 
 
 
 











 
 
 
 











 
 
 
 














نوع مطلب : وبگردی، خودم، بزرگان، ورزشی، جالب، آیامیدانستید، خبر، اطلاعیه، دنیای عکـــــــس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 3 بهمن 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

حیسن پناهی

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد
خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم
حسین پناهی
♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
*اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند*
*دیگر گوسفند نمی درند*
*به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند...*
* *
*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
*می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … ! *
* از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما ” *
*فهمیدم *
*پای ” او ” در میان است …*
* *
♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
**
**اجازه … ! اشک سه حرف ندارد … ، اشک خیلی حرف دارد!!!*
**
♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡
* *
*می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .*
* عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد *
*بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود … *
*بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . *
*تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. *
*تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود *
*و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…!*
♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

* *

*این روزها به جای” شرافت” از انسان ها *

* فقط” شر” و ” آفت” می بینی !*

* *

*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

* *

*راســــــتی،

دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام…!

“حــــال مـــن خـــــــوب اســت” … خــــــوبِ خــــوب*

* *

*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

* *

*می‌دونی”بهشت” کجاست ؟ *

*یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب ! *

*بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری…*

* *

♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

* *

*وقتی کسی اندازت نیست *

* دست بـه اندازه ی خودت نزن…*

* *

*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

* *

*این روزها “بــی” در دنیای من غوغا میکند!

بــی‌کس ، بــی‌مار ، بــی‌زار ، بــی‌چاره بــی‌تاب ، بــی‌دار ، بــی‌یار ،

بــی‌دل ، بـی‌ریخت،بــی‌صدا ، بــی‌جان ، بــی‌نوا*

*بــی‌حس ، بــی‌عقل ، بــی‌خبر ، بـی‌نشان ، بــی‌بال ، بــی‌وفا ، بــی‌کلام

،بــی‌جواب ، بــی‌شمار ، بــی‌نفس ، بــی‌هوا ، بــی‌خود،بــی‌داد ، بــی‌روح

، بــی‌هدف ، بــی‌راه ، بــی‌همزبان *

*بــی‌تو بــی‌تو بــی‌تو……*

* *

*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

* *

*ماندن به پای کسی که دوستش داری *

* قشنگ ترین اسارت زندگی است !*

* *

*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

* *

*می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما*

* بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند …*

* *

*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

* *

می دانی

یک وقت هایی باید

روی یک تکه کاغذ بنویسی

تـعطیــل است

و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت

باید به خودت استراحت بدهی

دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال ســوت بزنی

در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که

پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویـی

بگذار منتـظـر بمانند !!!*

**

*♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡

* *

*مگه اشک چقدر وزن داره…؟ *

*که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم…*





نوع مطلب : وبگردی، خودم، بزرگان، عـــــــــــــــــجب، دوستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

تواین مطلب چندتا اهنگ جدید براتون میذارم دانلودکنید وحالشو ببرید


1.گروه تی ام بکس بنام پایین شهر

2.اهنگ شاد وزیبا از علیرضا روزگاربنام پری پری

3.سعیدکرمانی زیبای بنام وقتی هستی

 

برای دانلودروی اهنگ موردعلاقه کلیک کنید وبراحتی دانلودکنید





نوع مطلب : خبر، اهنگ، بزرگان، دانلود، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 24 دی 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنها ازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .

شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می كردند . یك روز برادر مجرد با خودش فكر كرد و گفت:‌

درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می كند.

بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.

در همین حال برادری كه ازدواج كرده بود با خودش فكر كرد و گفت :‌ درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم. من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نكرده و باید آینده اش تأمین شود.

بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.

سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند كه چرا ذخیره گندمشان همیشه با یكدیگرمساوی است. تا آن كه در یك شب تاریك دو برادر در راه انبارها به یكدیگر برخوردند. آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن كه سخنی بر لب بیاورند كیسه هایشان را زمین گذاشتند و یكدیگر را در آغوش گرفتند.




نوع مطلب : وبگردی، خودم، بزرگان، دوستان، کمی تفکر، پنداموز، خبر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 22 دی 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()
تیم فوتبال پرسپولیس از ساعت 16:30 در ورزشگاه آزادی و در حضور حدود 30 هزار تماشاگر در مرحله یک هشتم جام حذفی به مصاف تیم نفت تهران رفت که با نتیجه 4 بر یک پیروز شد.

به گزارش فارس،امین منوچهری در دقیقه 13 برای نفت گلزنی کرد. محمد نوری در دقایق 27 و 58 و حسین ماهینی‌ در دقیقه 76 از روی نقطه پنالتی و هادی نوروزی در دقیقه 86 گل‌های پرسپولیس را به ثمر رساند.

تماشاگران بازی زیبایی را شاهد بودند و دو تیم به ویژه در نیمه دوم بازی تهاجمی و سرعتی را به نمایش گذاشتند. سرخپوشان بسیار هماهنگ و زیبایی بازی کردند. یحیی‌گل‌محمدی که امروز از سوی هواداران لقب امپراتور را گرفت توانست پرسپولیسی‌ها را راضی به خانه بفرستد و آنها را به آینده امیدوار کند.

پرسپولیس در مرحله یک چهارم نهایی باید به مصاف تیم ذوب آهن اصفهان بروند.

سعید مظفری‌زاده داور مسابقه به حامد فلاح‌زاده از نفت و محمد نوری از پرسپولیس کارت زرد نشان داد.

*ترکیب نفت تهران:

حامد فلاح‌زاده، وریا غفوری، بهمن کامل، احمد آل‌نعمه، مرتضی پورعلی‌گنجی، مگنو باتیستا( از دقیقه 76 محمد منصوری)، محسن یوسفی( از دقیقه 62 مصطفی سیفی)، محمدحسین مهرآزما( از دقیقه 69 رحیم ذهیوی)، امین منوچهری و یعقوب کریمی

سرمربی: منصور ابراهیم‌زاده

*ترکیب پرسپولیس:

نیلسون، سیدجلال حسینی، علیرضا نورمحمدی، مهرداد پولادی، مارکو پروویچ( از دقیقه 83 امیرحسین فشنگچی)، رضا حقیقی، محمد نوری، حسین ماهینی، علی کریمی( از دقیقه 84 مهدی مهدوی‌کیا)، غلامرضا رضایی( از دقیقه 79 هادی نوروزی) و کریم انصاری‌فرد

سرمربی: یحیی گل‌محمدی





نوع مطلب : اطلاعیه، خبر، ورزشی، بزرگان، خودم، وبگردی، مناسبت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 دی 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

 

نماد فروهر (اهورامزدا) به چه معنی می باشد ؟

نیاكان ما از چند هزار سال پیش دریافته بودند كه هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (Fravahr)

سرشته شده كه پویندگی و بالندگی انسان از كوشش و جوشش آن‌هاست.

فروهر از دو واژه‌ی “فره” به معنی جلو، پیش و “وهر” یا ورتی به معنی برنده و كشنده درست شده است و شاید

بتوان گفت از نظر زندگی، فروهر بزرگترین و باارزش‌ترین جزء وجود انسان است ، چون پرتوی از هستی بی‌پایان

اهورامزداست كه انسان را به‌سوی رسایی رهنما می‌شود و وظیفه‌ی پیش‌بری و فرابری، برای انسان به برترین

پایه‌ی هستی را داراست. و پس از مرگ با همان پاكی و درستی به اصل خود (اهورامزدا) می‌پیوندد.

امروزه نگاره‌ی زیر بین زرتشتیان نمایانگر شكل فروهر است و به‌عنوان نشانواره‌ی دین زرتشتی به‌كار می‌رود. این

نگاره، گذشته‌ی چندین هزارساله داشته و شبیه آن در جاهای دیگر و نزد قوم‌های دیگری دیده شده است ولی

شكل كنونی آن در كتیبه‌های هخامنشی بالای سر پادشاهان دیده می‌شود.

هر پاره‌ای از نگاره‌ی فروهر یادآور اهمیت و مسولیت فروهر در زندگی است:

1- سر: سر فروهر به‌صورت مردی سالخورده است تا با دیدن آن به‌یاد آوریم كه فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمایی می‌كند.

2- دست‌ها: دست‌های فروهر به‌طرف بالاست به‌خاطر آنكه همیشه به اهورامزدا توجه داشته باشیم.
در دست فروهر حلقه‌ای وجود دارد كه آن‌را نشانه‌ی احترام به عهد و پیمان می‌دانند.

3- بال‌ها: بال‌های فروهر باز است. چون با دیدن بال‌های باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پیشرفت شده و از دیدن این دو بال باز فورا به یاد می‌آورد كه فروهر او را به‌سوی پیشرفت و سربلندی راهنمایی می‌كند.
همچنین هر بال خود دارای سه بخش است كه نشانه‌ی اندیشه‌نیك، گفتار نیك و كردار نیك بوده و با دیدن این سه بخش آگاه می‌شویم كه هرگونه پیشرفتی باید از راه درست یعنی به‌وسیله‌ی اندیشه و گفتار و كردار نیك انجام شود.

4- دایره میان شكل: دایره خطی‌ است منحنی كه از هر نقطه‌ی آن شروع كنیم باز به همان نقطه خواهیم رسید. منظور از این دایره در میان فروهر، نشان‌دادن روزگار بی‌پایان است. به این معنی كه هر عمل و كرداری كه در این زندگی (روی دایره) صورت گیرد نتیجه‌ی آن در همین دنیا متوجه انسان است و اثر آن باقی خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دایره خواهد رسید). و در جهان دیگر روان از پاداش یا جزای آن برخوردار خواهد شد.

5- دامن: دامن فروهر از سه قسمت به‌وجود آمده كه نشانه‌ی اندیشه و گفتار و كردار بد است . از مشاهده‌ی این سه بخش درمی‌یابیم كه همواره باید اندیشه و گفتار و كردار بد را به زیر افكنده، پست و زبون سازیم. (همانطور كه دامن در زیر قرار دارد)

6- دو رشته‌ی آویخته: این دو رشته نشانه‌ی سپنتامینو (مینوی خوب) و انگره‌مینو (مینوی بد) است كه همیشه ممكن است در اندیشه‌ی انسان ظاهر شوند . وظیفه‌ی هر زرتشتی این است كه خوبی را در اندیشه‌ی خود قرار داده و بدی را از آن دور كند (نیك بیندیشد).





نوع مطلب : دوستان، کمی تفکر، پنداموز، ایرانگردی، دنیای عکـــــــس، عـــــــــــــــــجب، آیامیدانستید، بزرگان، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 دی 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()
داستانی آموزنده برای عزیزانی كه سست عنصر تشریف دارند

 

 

یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوری می کنه ...
بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه ...
ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن ...


وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان ، رانندهء خانم بر میگرده میگه - آه چه جالب شما مرد هستید !

ببینید چه به روز ماشینامون اومده !

همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم!

این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم!


مرد با هیجان پاسخ میگه:
- اوه … "بله کاملا" …با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه !


بعد اون خانم زیبا ادامه می ده و می گه :
- ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملن داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه .مطمئنا خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن كه می تونه شروع جریانات خیلی جالبی باشه رو جشن بگیریم !


و بعد خانم زیبا با لوندی بطری رو به مرد میده .


مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حالیكه زیر چشمی اندام خانم زیبا رو دید می زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن .


زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.


مرد می گه شما نمی نوشید؟!


زن لبخند شیطنت آمیزی می زنه در جواب می گه :
- نه عزیزم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم … !



نوع مطلب : دوستان، کمی تفکر، پنداموز، عـــــــــــــــــجب، خبر، آیامیدانستید، جالب، خنده دار، بزرگان، خودم، وبگردی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 10 دی 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()




نوع مطلب : چوپونون، وبگردی، دانلود، بزرگان، خنده دار، جالب، آیامیدانستید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 10 دی 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()

دخترک طبق معمول هر روز، جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد. بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد:
اگه تا آخر ماه، هر روز بتونی تمام چسب زخم هاتو بفروشی، آخر ماه کفش های قرمز رو برات
می خرم.
دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت: یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت ۱۰۰ نفر زخم بشه تا …
و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت:
نه … خدا نکنه … اصلا کفش نمی خوام!
::
::

کاش مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند و
زنان شوکت زن بودنشان را…
کاش مردان همیشه مرد باشند و زنان همیشه زن !
آنگاه هر روز نه روز “زن” بود ،نه روز “مرد”.
بلکه روز “انسان” میبود…

::
::

ضربه ی آخر راخدایم زد!
آن زمان که برای رفتنت استخاره کردی وخوب آمد…
::
::
از همه چیز گذشتن و به همه
چیز رسیدن مهم نیست،
مهم ازچه گذشتن وبه
چه رسیدن است …!
::
::
کبری،تصمیـم نمی گیرد!
دهقان،فداکاری نمی کند!
پسر ِ شجـاع،ترسو شده است!
لوک،بــدشانسی می آورد!
پلنگ ِ صورتی،زرد شده است!
……میتـی کومان،استعفـا داده است!
پروفسور بــالتازار، جعلی مدرک گرفته است!
ای کیــو ســان،مـُـدل ِ مو عوض می کند!
دو قلـــوها،دست ِ هــم را نمـــی گیــرند!
رابین هـود،بــا دزد ها رفیق شده است!
…پینوکیـو،به فکر ِ جرّاحی ِِ بینی است!
یـوگی،دوستـانش را مـی فروشـد!
پـت و مـت،پُست وزارت گرفته اند!
دخترک ِکبریت فروش، رفته دوبی !.
ولی… ولی چوپـان ِ دروغگو،هنوز دروغ می گوید
::
::
به هر کسی میگم دوست دارم،
میگه برام شارژ بخر.
::
::
زندگی آدم
گاهی لنگ میشود
لنگ کمی دلگرمی
::
::
من خیلی وقته کارت قرمز گرفتم فقط دارم اروم اروم زمین
رو ترک میکنم
واسه وقت کشی …
::
::
سرراهت ک میروی
مراهم جمع کن بگذار دم در
بدجور شکسته ام..
::
::
دل تنگم
دل تنگ آن روزهاک نمیدانم..
محبت هایش توهم من بودیاترحم او
::
::

“سایت تفریحی پاتوق دات آی آر”

.
راه که میروم،مدام برمیگردم پشت سرم رانگاه میکنم،دیوانه نیستم خنجرازپشت خورده ام…!
::
::
چشمانم رامیبندم
نقابت را بردار
بگذار صورتت هوایی بخورد..
::
::
گرچه هربامداد زرین فام/ مام خورشید روشنی زاید/ نیست روشن چرا سیاهی را/ از رخ زندگیم نزداید!/ زادروز خورشید، نماد آزادی بر شما مبارک باد!
::
::
تو چه میفهمی حال و روز کسی را که دیگر هیچ نگاهی دلش را نمی لرزاند…!
::
::
همیشه درزندگی زمان هایی وجود دارد ک باید بیخیال بود..
بایدگذشت..بایدبرید..
نه اینکه ژست روشنفکرانه بگیریم!نه!
اماهرچه ک مقاومت کنیم،بازهم
بعضی چیزهارا نمیتوان آموخت
بعضی حرف هارا نمی توان گفت
و بعضی هارا نمی توان دوست نداشت..
::
::
تختی که هر شب با یاد کسی روش بخوابی تخت که نیست!
تابوته…
::
::
درد مرا…
شمعی میفهمد که برای دیدن یک چیز…آتشش زدند…!
::
::
دیگرازآن همه شیطنت وشلوغی خبری نیست!
انقدربخاطرضربدرهای جلوی اسمم چوب روزگارراخوردم که تبدیل شدم به ساکت ترین شاگردکلاس زندگی!
::
::
قرارمان همان جای همیشگی
فقط این بار توهم بیا..
::
::
انصاف نبود رفتنت باخودت باشد فراموش کردنت بامن..
::
::
آدمها برای هم سنگ تمام میگذارند،?اما نه وقتی که در کنارشان هستی نه…؟آنجا که درمیان خاک خوابیدی”سنگ تمام” رامیگذارند و میروند…
::
::
غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید?کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد

::
::
فرق نمیکنه هوای الان چند نفره است!
مهم اینه که تو نیستی و
من مجبورم “تنهایی” دلتنگی آسمان را تحمل کنم..
::
::

دیگر هیچ مزه ای دلچسب نخواهد بود
من تمام حس چشایی ام را روی لبانت جاگذاشتم..





نوع مطلب : خودم، وبگردی، دوستان، کمی تفکر، پنداموز، اطلاعیه، عـــــــــــــــــجب، آیامیدانستید، جالب، بزرگان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 10 دی 1391 :: نویسنده : الکساندر
نظرات ()


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...